یکی از رهبران اولیه تحریک طالبان پاکستان مولانا صوفی محمد، یک تاجیک اهل دیر بود.
نویسنده: سیامک خراسانی، منبع: Halwa. tj
با تسلط طالبان بر افغانستان، حملات تروریستی در پاکستان با سرعت بیسابقهای افزایش یافت. مقامات این کشور می گویند که حملات تروریستی طی سال گذشته ۶۰ درصد افزایش یافته است که بیشتر آنها توسط گروه تحریکی طالبان پاکستان (تی تی پی) انجام شده است. این گروه تروریستی همچنین مدعی شد که تنها در ماه نوامبر سال گذشته بیش از ۱۵۰ حمله در پاکستان انجام داده است. ستیزه جویان تحریک طالبان پاکستان در ولایت پشتون خیبر پختونخوا فعالیت می کنند و پیوندهای خونی و ایدئولوژیکی با طالبان افغانستان دارند. همزمان، میلیون ها تاجیک در خیبر پختونخوا زندگی می کنند که برخی از آنها گفته می شود اعضای تحریک طالبان پاکستان هستند.
خبرنگار Halwa. tj مصاحبه ای اختصاصی با عارف حسن آخوندزاده، تحلیلگر مسائل منطقه و یکی از رهبران جامعه تاجیک پاکستان در مورد دلایل فعال شدن ناگهانی تی تی پی و سرنوشت تاجیک های پاکستانی در شرایط افزایش بی ثباتی در کشور انجام داد.
شکست امریکا در افغانستان و احیای تی تی پی
- فعال سازی تی تی پی به چه عواملی بستگی دارد؟
- فروپاشی دولت پاکستان و حکومت آن قبل از هر چیز به دلیل عامل داخلی- فساد گسترده آن است، که منجر به احیای تحریک طالبان پاکستان شد. و این فساد با این واقعیت گره خورده است، که ایده پاکستان هیچ مبنای سیاسی یا قومی معتبری به عنوان یک دولت-ملت ندارد. پاکستان به عنوان ابزاری برای منافع امپریالیستی منطقهای غرب عمل میکند، و این منافع اکنون باطل شده است زیرا تمرکز غرب اکنون تغییر کرده است.
بنابراین در جایی که خلاء وجود دارد، یک نیروی سیاسی مؤثرتر دیگر باید جایگزین آن شود تا بتواند قدرت را در دست بگیرد. این تنها عاملی است که اکنون موفقیت طالبان پاکستان را تضمین می کند.
- گفته می شد که این گروه محصول سازمان استخبارات پاکستان است. الان از کنترل خارج شده؟
- پس از اینکه امریکا در سال ۱۹۹۱ اتحاد جماهیر شوروی را شکست داد و در جنگ سرد پیروز شد، پاکستان نیابتی آمریکایی شروع به استفاده از ابزار "جهاد" به عنوان سیاست خود در منطقه کرد - برای ایجاد شرارت و بی ثباتی تا بتواند نفوذ خود را به بهانه "ایدئولوژی اسلامی" به مناطق تازه آزادشده و آسیب پذیر مانند افغانستان، کشمیر، و آسیای مرکزی... و همچنین چچن، و در آن روزها نیز بوسنی گسترش دهد. پس از سرنگونی دولت سوسیالیستی در کابل، باسمچیهای مجاهد اصلی در پی اختلافات داخلی به یک مشکل بزرگ تبدیل شده بودند و به سختی توسط مقامات پاکستانی کنترل میشدند – بنابراین در نوامبر ۱۹۹۴، سازمان استخبارات پاکستان آیاسآی طالبان را جایگزین آنها کرد. از آنجایی که پاکستان اساساً نماینده آمریکا بود، این امر با همدستی کامل ایالات متحده انجام شد که در نهایت امیدوار بود با استفاده از شرارت جهادی، کنترل منابع نفتی قدیمی شوروی در منطقه خزر را به دست آورد و خطوط لوله لازم برای انتقال آن نفت به مناطق تحت کنترل خد را بسازد.
از این حیث، نفوذ طالبان در مناطق پشتون نشین هم مرز با افغانستان نیز در سال ۱۹۹۵ رواج یافت، زیرا ارتش پاکستان از این مناطق و این قومیت به عنوان پایگاهی برای اجرای این درام در دیگر تئاترهای مورد علاقه استفاده کرد. اما پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، سیاست جهاد با شکست مواجه شد و علیه سازندگان آمریکایی و پاکستانی آن بازگشت. در نتیجه آمریکا از پاکستان خواست که طالبان را نابود کند - که غیرممکن بود، زیرا در این زمان آنها اساس سیاست امنیتی پاکستان شده بودند و جهادگرایی به شکل یک میخ در گوشت به بخشی از تشکیلات نظامی پاکستان تبدیل شده بود. پاکستان برای خشنود کردن اربابان آمریکایی خود اقدام محدودی علیه تحت حمایت های جهادی خود انجام داد زیرا بدون کمک آمریکا و غرب، بقای پاکستان غیرممکن بود. آمریکا همچنین پاکستان را تهدید کرد که اگر نتواند طالبان و سیاست های جهادی آنها را کنترل کند، به جنگ مستقیم می پردازد.
پس از سال ۲۰۰۱ بیشتر طالبان از افغانستان در مناطق خودمختار قبایلی پشتون پاکستان به آن سوی مرز به برادران پشتون خود پناه بردند. خشم آنها علیه بازی دوگانه حاکمان پاکستان افزایش یافت و در چند سال بعد شورش شروع شد. طالبان محلی پاکستان کنترل بخشهای وسیعی از حومه و مناطق دورافتاده استان خیبر پختونخوا را به دست گرفتند. در این امر، این واقعیت به آنها کمک کرد که فساد و ناکارآمدی دولت نیز به طور تصاعدی در حال افزایش بود و این نه تنها بر وجهه عمومی آن تأثیر گذاشت، بلکه بر ظرفیت حاکمیت مؤثر و انجام وظایف مورد انتظارش نیز تأثیر گذاشت. تا سال ۲۰۰۷، طالبان پاکستانی سازماندهی شدند تا بتوانند یک جنگ چریکی کامل را علیه دولت و ارتش پاکستان به راه بیندازند. تا سال ۲۰۱۵ با کمک آمریکا، شورش تا حد زیادی متوقف شد - اما شکست سال گذشته آمریکا در افغانستان و بازگشت طالبان به کابل، احیای تحریک طالبان پاکستان را تضمین کرد که در هفت سال گذشته ضعیف میشد.
- به نظر شما تهدید تی تی پی برای پاکستان چقدر جدی است؟
- همانطور که گفتم تی تی پی می تواند این کشور را تهدید کند زیرا دستگاه دولتی که دولت را اداره می کند به دلیل فساد پوسیده است. زیرساختهای پاکستان زمانی یکی از بهترینها در جهان بود - هدیهای از سوی حاکمان بریتانیا به آنها - اما اکنون به دلیل غارتها ویران شده است. مناطق پشتون نشین پاکستان در معرض تهدید کامل قرار دارند، زیرا پشتون ها اساسا مردمی بی قانون و قبیله ای هستند که سنت های آنها بر همه ملاحظات دیگر ارجحیت دارد. قلمرو آنها شامل استان خیبر پختونخوا و بخشی از ایالت بلوچستان است.
با این حال، مراکز عصبی واقعی پاکستان در مناطق قومی هندی پنجاب و سند است. هندی های پاکستان تحصیلکرده تر و باسوادتر هستند، آنها بر کشور حکومت می کنند... اما آنها در اثر طمع و فساد ویران شده اند. آنها هستند که پشتون های بی ادب را برای ترویج به اصطلاح سیاست دولتی جهاد به کار می گیرند. در حالی که تی تی پی اساساً یک سازمان پشتون است، اما متحدانی در میان پنجابی ها و سایر گروه های جهادی مرتبط با نظامی دارد که در صورت ضعیف شدن بیش از حد دولت مرکزی رژیم، می توانند مشکلی را برای حکومت مرکزی ایجاد کنند. جنبش های جدایی طلبانه سکولار در پاکستان در سند و بلوچستان وجود دارد که ممکن است به راحتی با تی تی پی متحد شود.
- در همین حال، همانطور که شما می گویید، منافع غرب تغییر کرده است، اما آمریکا گفته است که به پاکستان در مبارزه با تی تی پی کمک خواهد کرد. این یعنی چی؟ آیا این یک تهدید جدی برای این گروه است یا بازی دیگری جریان دارد؟
- در حال حاضر وعده ها و اظهارات آمریکا تا حد زیادی شفاهی و توخالی است. ایالات متحده دیگر آن ابرقدرت سابق نیست - سال گذشته پس از هدر دادن ۲۰ سال و تریلیون ها دلار در افغانستان، بی شرمانه از کابل فرار کرد. دخالت ایالات متحده در منطقه با یک سیاست ژئوپلیتیکی ۲۰۰ ساله به نام "بازی بزرگ" مرتبط بود که اولین بار توسط بریتانیا ایجاد شد و در آن تلاش کرد تا با گسترش امپراتوری روسیه به آسیای مرکزی و جنوبی در ابتدا برای محافظت از امپراتوری هند و سپس میادین نفتی مهم از نظر فناوری، دارایی های کشورهای عرب خلیج فارس مقابله کند. بخشی از این استراتژی ایجاد یک کشور دست نشانده غیرواقعی به نام پاکستان توسط انگلیسی ها در سال ۱۹۴۷ بود. پس از جنگ جهانی دوم، بریتانیا در صحنه جهانی جای خود را به ایالات متحده داد که در واقع دومین امپراتوری بریتانیا است.
سیاست انگلیسی-آمریکایی "بازی بزرگ" بسیاری از مراحل اصلی تکامل را پشت سر گذاشته است، اما اکنون علاقه غرب به این منطقه صفر است، زیرا روسیه مستقیماً در صحنه اروپا (اوکراین) با ناتو مقابله می کند. ادامه ارکستراسیون غربی بازی بزرگ به دلیل شکست هایی که از سال گذشته متحمل شده و دلیل خوبی برای تمدید بیشتر در این زمینه وجود ندارد، نتیجه معکوس خواهد داشت، حتی اگر حفظ حضور غربی در اینجا یک استراتژی قابل اجرا باشد. پاکستان اکنون آنقدر فاسد است که نمی تواند به عنوان ابزاری مفید برای طرح های غربی عمل کند.
- تحریک طالبان پاکستان تا چه حد از طالبان افغانستان الهام گرفته است و آیا آنها را تکیه گاه خود می داند؟
- طالبان - هم در افغانستان و هم در پاکستان - در واقع یک موجودیت واحد هستند که دومی شاخه اخیر اولی است. هر گونه تفاوت در نامگذاری مربوطه آنها فقط به برچسب گذاری رسمی مربوط به حوزه های خاص فعالیت آنها مربوط می شود.
حضور تاجیک های پاکستانی در تی تی پی
- تی تی پی در مناطقی فعالیت می کند که اکثریت تاجیک های پاکستانی در آن زندگی می کنند. آیا در میان طالبان تاجیک وجود دارد؟
- بله، یکی از سنگرهای اصلی تی تی پی منطقه سوات و باجور است که شامل شهرستان دیر و هم مرز با ولایات کنر و بدخشان افغانستان است. تاجیک ها در منطقه دیر به جهادی فعال خود معروف هستند و بسیاری از آنها اکنون در تحریک طالبان پاکستان خدمت می کنند. اما ریشه های این دخالت به دوران جهاد ضد شوروی سیا، اگر نگوییم قبل از آن، برمی گردد. چندین دلیل برای این وجود دارد: دیر یک منطقه بسیار عقب مانده است که توسط دولت فاسد از نظر فراهم کردن فرصت هایی برای توسعه، آموزش و مراقبت های بهداشتی مورد غفلت قرار گرفته است. مردم دیر به یک نیروی سازماندهی قوی نیاز دارند و به نظر می رسد که این نیاز توسط طالبان برآورده شده است. بر خلاف بقیه خیبر پختونخوا، سوات، باجور و دیر تا سال ۱۹۶۹ ایالت های مستقل بودند و بر اساس سنت های قرون وسطایی به جای یک حکومت سکولار مدرن اداره می شدند.
- می توانید مثال های مشخصی از حضور و نقش تاجیک ها در صفوف تی تی پی بفرمایید...
- یکی از اولین رهبران محلی طالبان که سی سال پیش ظاهر شد و بعداً بنیاد تحریک طالبان پاکستان را در منطقه گذاشت، مولانا صوفی محمد، تاجیک اهل دیر بود. پیشه خانواده او "آهینگر" بود، اما صوفی محمد معلم دینی شد و به ریاست یک مدرسه مذهبی رسید. واعظی تأثیرگذار بود. او بعداً وارد جهاد افغانستان شد و با احمدشاه مسعود و گلبدین حکمتیار روابط خوبی داشت و بخشی از دستگاه جهاد دولت پاکستان شد. سال ۱۹۹۴ سالی بود که استخبارات پاکستان طالبان را در قندهار تشکیل داد و در همان سال صوفی محمد سازمان محلی خود را به نام "تحریک نفاض شریعت محمدی" ایجاد کرد. این باسماچی ها به زودی به قدرتمندترین سازمان جهادی در منطقه سوات تبدیل شدند و صوفی محمد شروع به ایجاد اختلاف با سیاست های جهادی دولت پاکستان کرد. او به زودی سوات و دیر را تحت کنترل خود گرفت و دریک قیام مسلحانه را رهبری و ادارات و تأسیسات مهم دولتی از جمله فرودگاه سوات را تصرف کرد. استقلال خود را اعلام و خود را امیر معرفی کرد. دولت مجبور شد شورش را با کمک نیروی هوایی سرکوب کند و در سال ۱۹۹۹ صوفی محمد از مرز به کنر در افغانستان فرار کرد. او به زودی بازگشت و با دولت قرارداد تسلیم به امضا رساند. در سال ۲۰۰۱، پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، مجدداً ارتش دیگری تشکیل داد و به قصد مبارزه با آمریکایی ها از مرز کنر و بدخشان گذشت.
با این حال، بمباران بی امان هوایی ناتو نیروهای او را نابود کرد و او به پاکستان بازگشت، جایی که دولت او را به زندان افکند. صوفی محمد قدرتمندتر از آن بود که به اتهام فتنه و شورش که به خاطر آن به دار آویخته می شد مورد قضاوت قرار گیرد. او در سال ۲۰۱۹ در زندان درگذشت. او در زندان زندگی یک شاهزاده را سپری کرد و دولت پاکستان امکانات مجللی برای او فراهم نموده بود. به او گفته بودند که "برای امنیت خودش" زندانی شده است. بعدها رهبر تحریک طالبان پاکستان در سوات خیبر پختونخوا ملا فضل الله بود. او یک تاجیک از تبار سلطنتی سواتی و داماد صوفی محمد بود.
- جدا از پشتون ها و تاجیک ها، حزب تحریک طالبان پاکستان در میان سایر اقوام پاکستان مانند پنجابی ها و بلوچ ها چه محبوبیتی دارد؟
- همانطور که در بالا گفتم، تحریک طالبان پاکستان زاییده افکار پشتون ها است، اما توسط تمام گروه ها و سازمان های جهادی با نفوذ سایر ملیت ها در پاکستان حمایت می شود. از نمونه های عمده می توان به لشکر طیبه، لشکر جنگوی، سپاه صحابه و غیره اشاره کرد.
- آیا می توان گفت که حضور تاجیک ها در صفوف تحریک طالبان پاکستان به آزار و اذیت تاجیک های غیرطالب در صورت بروز بحران کمک می کند؟
- در جامعه پاکستان انگیزه قبیله ای و قومی معمولاً بر همه ملاحظات دیگر غالب است. اگرچه ممکن است بین آن دسته از تاجیکهایی که اعضای تحریک طالبان پاکستان و مخالفان آن هستند، تفاوتهایی در ایدئولوژی وجود داشته باشد، اما افراد همملیت معمولاً تمایل دارند با تاجیکهای خود بهعنوان اعضای یک خانواده قبیلهای رفتار کنند و آنها را مورد آزار و اذیت قرار ندهند. با این حال، نمی توان گفت که این نگرش تا چه حد در زمان های آینده حاکم خواهد شد.
- تحریک طالبان پاکستان را یک گروه اسلامی می نامند، با توجه به ترکیب قومی آن، چگونه روحیه پشتونوالی را منعکس می کند؟
- جهان بینی تحریک طالبان پاکستان با تلاشی برای ترکیب تفسیری روستایی و ساده انگارانه از اسلام با آداب و رسوم فرهنگ قبیله ای محلی پشتون موسوم به "پشتونوالی" رنگ آمیزی شده است. این مبتنی بر غرور شخصی و قبیله ای، خودخواهی، روحیه انتقام جویی، مهمان نوازی از مهمانان، عقاید زن ستیزانه است. این تنها شکلی از اسلام است که آنها می شناسند و قدردانی می کنند. با این حال، نفوذ جنگجویان جهادی خارجی در صفوف آنها را نیز باید افزایش چنین تمایلاتی دانست. اینها عرب ها، اروپایی ها، ازبیک ها و چچنی ها هستند که تمایل به پیروی از یک شکل افراطی از دکترین ساده شده وهابی دارند.
سرنوشت تاجیک ها در پاکستان
- چرا پاکستان تاجیک ها را به عنوان یک ملت جداگانه در این کشور به رسمیت نشناخت؟
- این سوال خوبی است. تاجیک ها در پاکستان تا به حال خود را ادامه دهنده تابع پشتون ها و دولت آنها می دانستند. با این حال، تلاش های من و همکارانم حس خاصی از هویت تاجیکی را در تاجیک های پاکستانی بیدار کرده است. آنها هنوز چیزهای زیادی را باید بیاموزند، اما نفوذ ما در حال افزایش است - و گفتن اینکه در آینده نزدیک با وقوع رویدادهای دراماتیک چه اتفاقی خواهد افتاد دشوار خواهد بود. با این حال، باید روشن باشد که من از طالبان حمایت نمی کنم و چنین روندهایی را ترویج نخواهم کرد.
همانطور که در بالا توضیح دادم، پاکستان دولتی بود که به بهانه یک دکترین سیاسی خام حفظ هویت اسلامی در هند بریتانیا تأسیس شد. توسط منافع امپریالیستی غربی که انگیزه اصلی آن غارت بود تا ملت سازی، تأسیس شد. به این ترتیب، برگزارکنندگان نمایش پاکستانی عامل قومی را دست کم گرفتند و سعی کردند با بیان این جمله: "قومیت چه اهمیتی دارد؟ همه مسلمانند!" در گذشته، قومیت در پاکستان برای سیاست های چپ طرفدار اتحاد جماهیر شوروی، که دولت پاکستانی طرفدار آمریکا با آن مخالفت کرده و به شدت آن را سرکوب کرده است، محور بوده است. سیاست پاکستان با ناسیونالیسم چپگرای پشتون در دوران شوروی که از اتحاد مجدد پشتونها با افغانستان حمایت میکرد، مخالفت داشت. با این حال، آنها از ظلم پشتون ها به تاجیک ها و تخریب هویت محلی تاجیک حمایت کردند - متأسفانه این موضوعات به طور علنی فراموش شد و حتی برای هیچ یک از طرفین نگران کننده نبود. حتی ایدئولوگ های شوروی نیز از حضور تاجیک ها در پاکستان بی خبر بودند و به همین دلیل از ناسیونالیسم پشتون که عنصر تاجیک را سرکوب می کرد، حمایت می کردند.
تنها اکنون است که به لطف تلاش های پنج سال گذشته من، تاریخ مخفی احیا شده و به طور علنی مورد بحث قرار گرفته است. و اکنون دولت پاکستان به دلیل عامل تی تی پی می تواند با ما همدردی کند. همه تاجیک های این کشور طرفدار پاکستان هستند و به طور سنتی با جدایی طلبی پشتون مخالفند. همه با تی تی پی نیستند. باید ببینیم بعدش چی میشود اما در حال حاضر، مشکلات پیش روی پاکستان از نظر بقا و حفظ کشور بسیار بزرگ و بسیار اساسی است. آنها ماهیت وجودی و منشأ درونی دارند، زیرا فساد، بیماری دیدگاه ها و اخلاق نادرست است.
- با بهره گیری از روابط دوستانه خوب دوجانبه با پاکستان، آیا تاجیکستان می تواند در به رسمیت شناختن رسمی تاجیک ها کمک کند؟
- ما تاجیکهای پاکستان از دولت تاجیکستان میخواهیم که اعلام رسمی وجود قوم تاجیک در پاکستان را بپذیرد. اگرچه این نام در پانصد سال گذشته فقط به عنوان یک نام کاست کمتر شناخته شده وجود دارد، اما دیگر ویژگی های فرهنگی ما مانند زبان و فردیت از بین رفته است. رهبران جوامع محلی تاجیک در پاکستان باید با دولت دوشنبه رابطه کاری برقرار کنند. ما باید تاریخ، هویت، زبان و فرهنگ خود را احیا کنیم - و در این راستا، به رسمیت شناختن، و همچنین حمایت و کمک فرهنگی و حمایت اخلاقی از سوی نهادهای معتبر تاجیکستان ضرور است.
دولت تاجیکستان یکی از اولین اولویت ها و امیدهای ما خواهد بود.