خبر روز

"دولت مفت‌خور راهزن مسلمان هندی"، یعنی.…

نویسنده: عارف حسن آخوندزاده، تحلیلگر امور منطقه و پاکستان، عضو شورای مشاوره “سنگر”

بلی، در زمان های گذشته، پاکستان (سنگر غرب) در برابر اتحاد شوروی بود.

اکنون با افتخار ادعا دارد، همان‌طوری‌که ژنرال در تصویر بالا به دانشجویان امریکایی مهمان کشورش اشاره‌ کرده است، به عنوان "سنگر در برابر تروریزم [اسلامی]" - چیزی که پاکستان و آفرندگانش خودشان در یک زمان نه چندان دور در دهه ۱۹۸۰ ایجاد کردند؛ عمل می‌کند (ولی این نکته به راحتی ذکر نمی‌شود).

اما این جملات کلاسیک پاکستانی است و همیشه آن‌گونه بوده و هست که نخبگان حاکم قلاب این کشور جعلی دوست دارند خود را به اربابان انگلیسی-امریکایی خود چنین معرفی کنند. به این امید که باز هم آنها را به عنوان سگ خانگی در کنارشان نگه دارند و هر از گاهی سر آنها را سیله کرده، چیزی از نقل و شیرینی پیش‌شان ‌اندازند، تا زنده بمانند.

اما در دهه گذشته وضع ژئوپلیتیک جهانی چنان تغییر کرده است که چنین اظهارات پُر سر و صدایی اکنون رقت انگیز و مضحک به نظر می رسد.

بر خلاف یک کشور معمولی، حکومت پاکستان برای ایجاد عدالت یا رفاه شهروندانش توانایی ندارد، بلکه مردم آن به گوشت دم توپی می‌ماند که از سال ۱۹۴۷ به این سو توسط طبقات حاکم دزد و درنده‌اش برای شرارت ها و نقشه‌های منطقه‌ای انگلیس و امریکا در برابر دشمن سرسخت‌شان؛ زمانی اتحاد شوروی و حالا روسیه استفاده می‌شود.

تمام پاکستان و استدلال‌هایی که توسط بنیان‌گذاران و "صاحبان" بعدی آن به نفع موجودیت پاکستان می‌آرند، برای تحقق این هدف به طرز شیطنت‌آمیزی ساخته شده است، که ظاهراً تلاش دارند همه و هر کس را به کدام یک اهداف مبهم و دروغین اسلامی متقاعد کنند، که پشت ایجاد این کشور قرار دارند.

اما وضعیت اولیه که تقاضای ایجاد یک طرح مصنوعی مخرب به نام "پاکستان" را می‌کرد، اکنون به دلیل افزایش مداوم نفوذ روسیه و چین در صحنه جهانی از سال ۲۰۱۲ به این سو منسوخ شده است. پیروز‌ی غرب در جنگ سرد در سال ۱۹۹۲ برباد رفته، دست خونین دکترین "جهانی سازی" آن، که زندگی را از افغانستان و به دنبال آن در عراق، لیبی و سوریه محو کرد، قطع شده است. این بدان معناست که پاکستان اکنون هیچ دلیل بارزی برای وجود نزد بنیان‌گذاران و گردانندگان خود، که آن را با کمک های خود علی‌رغم وضع بیمار و حال خرابش به خاطر خدمت به اهداف شوم‌شان زنده نگه می‌داشتند، ندارد.

اکنون نخبگان مأیوس پاکستان، که خودشان به حد بالای فساد رسیده‌اند، نا امیدانه بر حامیان غربی خود، به ویژه انگلیس و امریکا فریاد می‌زنند، که آنها هنوز مفید هستند و هنوز شایستگی توجه دارند. از این خاطر، اربابان‌شان باید رحم کنند و احسان و کمک های بی‌حسابی را، که غارت می‌کنند و به کرامت و امتیاز آنها می‌افزاید، قطع نکنند.

متأسفانه، اکنون آنها این همه را خواب خواهند دید. غرب پریشان سرانجام با یک تهدید وجودی حاد برای بقای خود در حیات خلوت اروپایی خود مواجه است؛ نه وقت دارد و نه منابعی برای حمایت از یک دست‌نشانده کثیف فاسد و ناکارامد، که از دغدغه‌های اصلی غرب فاصله‌ها دور است.

پاکستان در حال مرگ است. به معنای واقعی کلمه زمان مصرفش گذشته است. مؤسسات غربی، مانند صندوق بین‌المللی پول به جای این که از نیابت های معوق میلیاردها دلار غارت‌شده را برگردانند، به حاکمان پاکستان دستور می‌دهند، که قیمت ها را به طور صعودی افزایش دهند و یارانه‌های قیمت کالاها و خدمات اساسی و ضروری را کاهش دهند، تا سود قرض های بی‌شماررا بازپرداخت کنند.

این گروه راهزنان به نام طبقات حاکم پاکستان، به جای این که به زندگی شرافتمندانه و محترمانه‌ و جامعه خود، که با محنت حلال و سخت‌کوشی صادقانه خود را سر و سامان می‌دهد، افتخار داشته باشند؛ می‌خواهند مانند سگ های خانگی برای خوش ساختن اربابان انگلیسی-امریکایی خود با غو -غو کردن و پارس زدن بر سر روسیه غذای رایگان دریافت کنند.

به همین دلیل است که ژنرال فرمانده ما همچنان می‌خواهد در هر مرحله اعلام کند، که او و هم‌فکران‌اش "سنگر غرب در برابر تروریزم" هستند. اما حالا این یک شعار کاملاً منسوخ و مصرف‌شده است!


سیاست