ضد حملۀ متفقین آسیایی بر ضد متحدان فرا منطقه ای آغاز شده است.
نویسنده: عبدالناصر نورزاد، پژوهشگر امنیت و ژئوپلیتیک ویژه سنگر
ضمیر کابلوف نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور افغانستان در دیدار با امیرخان متقی وزیر امور خارجه گروه طالبان گفت، که "برخی کشورها" از ترس گسترش همکاریهای بین کشورهای منطقه و گروه طالبان، تلاش میکنند تا با ایجاد مکانیسمهای جدید در این فرآیندها دخالت کرده و آنها را پیچیده کنند، هرچند که قالب نشستهای دوجانبه برای حل تناقضات با کابل موجود است.
چند مورد در این خصوص، روشن است:
اول - موقف روسیه درمقابله با تهدید های تروریستی ناشی از موجودیت پناهگاه های امن آنها در افغانستان زیر حاکمیت طالبان که تعداد آنها به بیش از بیست گروه می رسد، یک موقف ثابت، با دید دور نگرانه و مبتنی بر واقعیت ها است. اظهارات کابلوف می تواند جنبه های تاکتیکی داشته باشد تا از بروز بیشتر بحران در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، جلوگیری شود. تلاش کابلوف به اساس خطوط اصلی دکتورین سیاست خارجی و امنیتی روسیه که در سال 2023 اجرایی شد، جلوگیری از حلقه تشنج در ماورای منطقه ای آسیای مرکزی است که ممکن بحران افغانستان تحت حاکمیت طالبان، آن را بوسیله شعاع نا امنی اش، تحت تاثیر قرار دهد؛
دوم - روسیه در تلاش است تا از طریق دیپلماتیک و رایزنی با شرکای منطقه ای، طالبان را وادار به تشکیل یک حکومت فراگیر نماید تا از همه مردم نماینده گی کند و مخالفان طالبان، جز آن باشند. اگر این کار صورت بگیرد، هیچ نیازی برای مداخله فرا منطقه در وضعیت افغانستان، نیست و این به معنای شکست اجنداهای تروریستی خلاف منافع روسیه است؛
سوم - اگر طالبان هشدار های روسیه و متفقین آسیایی را مدنظر نگیرند، به لجاجت و یکدنگی به حکومت استبدادی شان در افغانستان، ادامه دهند، گزینه های مناسب همگرایی با منطقه و تلاش برای آرام سازی افغانستان را که در دستور کار متفقین آسیایی قرار دارد، انتخاب نکنند، بدیل طالبان یعنی مخالفان این گروه، نماینده منطقه خواهد بود و این به معنای ختم پروژه طالبانی است. طالبان حالا کم کم این موضوع را درک کرده اند و تلاش می کنند قبل از وقوع بحران غیر قابل پیشگیری، کار های را انجام دهند. اما باید مدنظرداشته باشیم که در چنین مواردی، این گروه نمی تواند یک دست و متحد و در یک مسیر حرکت کند. چون با کارت طالبان، کشور های مختلفی بازی می کنند که همه ثبات و صلح افغانستان و منطقه را نمی خواهند. کشور های مختلف از ابزاری مانند طالبان، در جهت منافع امنیتی، سیاسی و اقتصادی شان، بهره می برند. این کار طالبان را در موقعیت دشواری قرار می دهد؛
روس ها می دانند که امریکایی ها دید متفاوتی از طالبان در تعقیب اجنداهای نظامی و امنیت زدای که قرار بود این گروه در تبانی با سایر گروه های تروریستی آن را اجرایی سازند، دارند و تلاش می کنند ابتدا با ابزار فشار و در مرحله بعدی، با ارائه بدیل های طالبان، وضعیت را به نفع خود تغییر دهند. به همین ملحوظ است که رابرت وود که روز چهارشنبه ۲۹ آذر (۲۰ سپتامبر) در نشست ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان سخن می گفت، بهصراحت از شورای امنیت خواست طالبان را به دلیل «تغییر مسیر مخرب» این گروه تحت فشار قرار دهد. او خاطر نشان کرد: "اعضای شورای امنیت باید با همکاری یکدیگر طالبان را تحت فشار قرار دهند تا مسیر مخربش را تغییر دهند. طالبان باید به خواستههای مردم افغانستان، پایان دادن به نقض حقوق بشر و اجازه دادن برای کمک به افراد نیازمند و آغاز گفتوگوهای جدی با مردم تن دهند".
چیزی که واضح است این است که دیگر امریکا نمی تواند با رویکرد یک جانبه گرایانه، اجندا های سیاسی و امنیتی خود را در افغانستان تطبیق کند. چون هم واکشن منطقه به حضور و مداخله مستقیم امریکا شدید است و هم بحران های فراگیر در عرصه نظام بین الملل، مجال چنین کاری را برای امریکا نمی دهد. روس ها این مسئله را درک کرده اند و تلاش دارند تا معضل افغانستان را قبل از هرگونه اقدام امنیتی ساز که منجر به تشنج بیشتر در سطح منطقه شود، با ابزار های دیپلماتیک، سیاسی و مداخله معنی دار سیاسی، حل و فصل کنند و اجازه ندهند، امریکا دوباره کنترول وضعیت را به دست گیرد و بحران تهدید های امنیتی بر منافع آسیای مرکزی، روسیه و چین، بیشتر شود. منطقه بسیار در قبال وضعیت افغانستان، حساس شده است و می خواهد ابتکار عمل را در دست داشته باشد تا دیگر اجندای امنیتی برخلاف منافع آن، فرصت اجرایی شدن نداشته باشد. روس ها در یک ائتلاف سیاسی و امنیتی با چین و ایران، مشترکا این موقف را گرفته اند. در حالیکه هند و پاکستان دو موقف جداگانه را پیش برده و دنبال منافع خود اند.






