افغانستان بدون روسیه و روسیه بدون افغانستان یک معادله ناقص است.
نویسنده: رزمنده، تحلیلگر مسائل منطقه ای و افغانستان، مخصوص برای“سنگر”
روسیه حد اقل در یک دهه گذشته، در مسیر اشتباه قدم مانده است. افغانستان بدون روسیه و روسیه بدون افغانستان، یک معادله ناقص است. این که می گویم روسیه، اشتباه می کند، این امر نمی تواند یک محاسبه سطحی باشد. عمق دارد. منطق راهبردی دارد و گذشته و حال ما نیز، چنین برداشتی را نشان میدهد.
اساسا اشتباه راهبردی روسیه در افغانستان فاجعه بار خواهد بود، چون این کشور باید پخته تر و با مدنظرداشت گذشته، عمل کند. شریکان خودش را، دقیق انتخاب کند. در کشوری مانند افغانستان که سیاست به شدت قومی است و اتنوپالتکس، وجه بارز آن شمرده می شود، انتخاب روسیه باید به اساس یک راهبرد دقیق انتخاب از میان تبار های افغانستان باشد.
هدف این است که روسیه نباید در انتخاب متحدانش، از روش ترکیبی اقوام کار گیرد. این سیاست، نه تنها اینکه کارایی ندارد و نمی تواند منافع بزرگ روسیه و شمال افغانستان را تامین کند، بل باعث اشتباه راهبردی نیز خواهد شد. این مسئله را در یک نوشته دیگر، مفصل شرح خواهم داد، چون منطقی در پس آن نهفته است. اما برگردیم به مسیری که روسیه انتخاب کرده است. در حال حاضر، روسیه پی هم مسیر اشتباه را می رود. چطور؟ چون روسیه دنبال شریکانی می گردد که قبلاً تعهد به رقبای روسیه داده اند.
این نشان میدهد که روسیه در تشخیص بحران افغانستان، دچار سردرگمی مفهومی است. یا اینکه ماهیت بحران موجود را درست مدنظر نمی گیرد. وقتی ما از منطقه صحبت کنیم، دو کشور کلیدی با توان بلند نظامی، اقتصادی و سیاسی در نظر ما، مجسم می شوند: روسیه با گذشته تاریخی، تجربه ابرقدرت بودن و دخالت وسیع در قضایای نظام بین الملل، چین رو به رشد با توان قابل اتکای اقتصادی، استخوان بندی، منطقه را می سازند.
اما روسیه امروزی نمی تواند بدون انتخاب یک متحد قابل اعتماد، از ناحیه جنوب، اطمینان خاطر داشته باشد. این کشور باید بداند که جز تاجیک ها، متحدی در افغانستان ندارد. چرا چنین اذعان می کنیم؟ چون ، پشتون ها به سنت دیرین تاریخی با انگلیس و به مشوره آن با امریکا، ازبک ها و ترکمن ها، تحت شعاع نظریات پان ترکیسم ترکیه، هزاره ها وابسته به ژیوپولتیک شیعه ایران، در میدان رقابت جا انتخاب کرده اند. تنها تاجیک ها اند که می توانند شریک پرقدرتی همانند روسیه، انتخاب کنند.
تاجیک ها یگانه متحدی قابل اعتماد هستند که می توانند در میدان پر از کشمکش افغانستان، انتخاب مناسبی برای روس ها باشند. معادله، شرایط و قاعده بازی در افغانستان، خیلی تغییر کرده و تحولی عمیقی را تجربه می کند. به خصوص در شرایطی که افغانستان با حمایت غرب در چنگال تروریسم شرق گیر افتاده است، حساب کردن بالای سایر نیروهای غیر تاجیک، منافع بزرگ روس ها را با تهدید های جدی امنیتی، مواجه می سازد.
این که چرا در محاسبه، روسیه منتظر است تا با طالبان به عنوان مخل امنیت منطقه تعاملکند، جای بحث دارد. اما چیزی که فعلا می توان گفت این است که فقط تا پنج سال دیگر نیروهای ضد روسی از افغانستان سربلند می کنند. حجم مدرسه های انتحاری و کارخانه های آدم خوری تروریستی در افغانستان شوک دهنده و ترسناک است. آیا واقعا روس ها می خواهند با روش تعامل، با چنین خطرات بالقوه و با لفعل امنیتی، مقابله کنند و در صدد مهار آن باشند؟
اساسا باید درک کنیم که منطقه و مخصوصا وضعیت افغانستان، برای دور جدید بازی بزرگ، فضا سازی می شود. از یک طرف اتحاد راهبردی میان روسیه و چین و ایران شکل نگرفته و از سوی دیگر چوب سوخت میدان بازی با ابزار تروریسم تعبیه شده در افغانستان، زمینه یک جنگ فرسایشی و طاقت فرسا را برای روسیه فراهم می سازد. استراتژی تله امنیتی با ابزار های استخباراتی و نیابتی، دکتورین نظامی و جنگی روسیه را با بن بست مواجه می سازد. دکتورینی که در آن روس ها در نظر دارند تا افغانستان، بیطرف بماند و جز هیچ یک از روند های امنیتی نشود.
روس ها نباید سطحی با قضیه افغانستان برخورد کنند. این استراتیژی روس ها باید مبتنی بر لایه های پنهان و عمق بحران افغانستان باشد. اگر چنین نکند این کشور با بن بست پیش آمده، بلاخره با طالبان بر خورد خواهد کرد. زیرا اساسا طالبان یک تولید غربی اند نه شرقی. طالبان از لحاظ ماهیت در ضدیت با اندیشه و هژمونیسم روسی قراردارد و آمده تا روسیه را درگیر یک جنگ خطرناک در حیاط خلوتش کند. روس ها بلاخره با طالبان مجبور اند درگیر شوند و جز از این، راهی دومی ای وجود ندارد.
اما مسئله سایر سایراعضای متفقین اسیایی مانند چین چطور می شود؟ گمان من بر این است که هیچ کشوری به اندازه روسیه، مورد هدف نیست. در نهایت اگر تهدیدی متوجه چین باشد، این کشور از ابزار پاکستان کار گرفته و نسبت کم بودن سرحدات و صعب العبور بودن مرزهایش، کمتر در معرض تهدید قرار می گیرد. ایران یا با غرب توافق می کند و یا هم در نتیجه یک تحول داخلی فرو می پاشد. پس یگانه رقیب برای امریکا، روسیه است که در منطقه باید در باتلاق خون و شمشیر، غرق شود. هردو خون و شمشیر را افراط گرایی نشات گرفته از مدارس در افغانستان، تامین خواهند کرد.
روس ها فرصت ها را یکی دنبال دیگر از دست می دهند. حساب کردن روی نیروها و بقایای جمهوریت ناتویی وامریکایی، اشتباه است. این نیروها به زودی به روسیه پشت می کنند. روسیه باید روی نیروهای جوان تاجیک، تمرکز کند و خودرا آماده یک جنگ خطرناک در منطقه سازد. برخلاف تصور عام، ناتو و اروپا با روسیه درگیر نمی شوند. علی رغم اینکه قضیه اکراین یک معضله است، اما اصل میدان در جبهه جنوب روسیه است. روس ها نباید گول بخورند و مصروف، جبهه های شوند که در آن خواه مخواه، برنده هستند. این را گذشت زمان ثابت خواهد کرد.
اما در حال حاضر، تمرکز باید روی تکامل درونی متحدان با اعتماد، انتخاب جهت استراتیژیک و گزینش ایدیولوژی ای است که بتواند متحدان تازه وارد روسیه را سرپا نگهدارد. روسیه نیز باید عملکرد قاطع در برابر کنش های مخل امنیت در افغانستان، نشان دهد.
نقش چین و ایران در بازی خطرناک چگونه خواهد بود؟ همانطوریکه گفتیم، چین در آخرین تحلیل، راهی برای گریز انتخاب می کند. یا با پاکستان به وسیله ابزار اقتصادی، وارد یک معامله بزرگ می شود و یا اینکه با فروبردن سر اژدها در غارش، خود را حفظ خواهد کرد. ایران نیز راهی برای بیرون رفت از معضل کنونی پیدا خواهد کرد.
محاسبه هندوکش ها، چگونه می شود؟ در محاسبات هندوکش ها، نگاه بدبینانه در میان متفقین آسیایی، باعث شده تا اصلا اتحادی شکل نگیرد. هر کدام با سوظن، نسبت به انکشاف قضیه، پیش می روند. این طور بازی، بر آمدی ندارد.
سطح تهدید ها و میزان آشوب در منطقه و مخصوصا در غرب افغانستان همرز با ایران، به اندازه ی بلند است که احتمال هر حادثه ای از قبیل باتلاق جنگ با تروریسم شرقی را مساعد می سازد. چین و روسیه دیدگاه های خود شان را دارند و اگر به فرض مثال منطقه از لوث امریکا پاک شود، مرحله بعدی بازی میان روسیه و چین است.
اختلافات تاریخی دوباره جوانه می زند. از همین خاطر است که چین خودش را حفظ میکند، چون توان بلند دارد و جز یک قطب جهانی، حساب می شود. ایرانی ها با درک این موضوع تلاش دارند ابتدا با دنیای عرب و سپس با امریکا، جور آمدی کنند. اما روس ها بالای کی حساب باز کرده اند؟ بالای متحدان سابق غربی و یا طالبان، این لشکر پیاده نظام امریکا در منطقه؟
خلاصه همگی با محاسبه در میدان حرکت می کند. روس توان هرگونه انتخاب را دارد. یا در میدان افغانستان بجنگد و شریکی برای این کار داشته باشد و یا اینکه دستخوش یک شگفتی عجیب راهبردی شود. روس همانند گذشته باید، فعالانه در قضیه افغانستان، نقش بازی کند.






