چرا هیچ یک از شرکا با پاکستان صادق نیستند؟
نویسنده: آخوندزاده عارف حسن خان، محقق و تحلیلگر مسائل منطقه ای و پاکستان، عضو شورای مشورتی سنگر
پیشبینیها و دلهرههای دیرینهام در مورد این کشور به نظر میرسد که اکنون که وضعیت به یکباره دچار رکود بحرانی دیگری شده است، در حال تحقق است. پاکستان یک دولت ملت عادی نیست، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیکی متروک است که اکنون نه تنها از نظر اقتصاد و سیاست معیوب خود، بلکه از نظر سرزمینی نیز در حال از هم پاشیدن است.
پیش از این در سال 1971، زمانی که بنگلادش از پاکستان جدا شد، اولین فروپاشی ارضی خود را تجربه کرد زیرا این کشور هرگز نمی توانست بخشی از طرح غیرعادی همخان با ایجاد این دولت باشد. حتی اگر رهبران بنگالی در خط مقدم چیزی بودند که آن را ساده لوحانه "ایدئولوژی پاکستان" میخواندند، بعدتر بیرحمانه از توهمات خود بیرون آمدند. اما جدایی بنگلادش، اگرچه به شدت آسیب زا و غرق در خون بود، به هیچ وجه با وضعیت پیچیده فروپاشی و زوال که اکنون در باقی مانده پاکستان اصلی می بینیم، قابل مقایسه نیست. این یک روند جراحی سریع حتی وحشیانه است.
پاکستان یک دولت رانتی به شکل ظاهری یک دولت ملی فدرال بود که توسط نخبگان انگلی و صاحبامتیاز اداره می شد که جدا از شخصیت جامعه ای، که تحت اداره آنها بود، زندگی می کردند. تنها هدف از وجود آن، فراهم کردن زمینههای ارضی و سیاسی برای نخبگانی بود که به نمایندگی از منافع غرب انگلیسی-آمریکایی، علیه منافع شوروی در منطقهای بسیار مهم اقدام میکردند.
مسائل مربوط به مشروعیت ملی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به حساب نمی آمد، همان طور که مسائل مربوط به توسعه و صلاحیت مالی، تا زمانی که نخبگان - که تحت سلطه ارتش بودند - نقش خود را در مبهم کردن حرکات منطقه ای شوروی ایفا می کردند، به حساب نمی آمدند. به آنها اجازه داده شد تا کمک هایی حامیانشان را که منبع اصلی امرار معاش این کشور و بودجه آن بود، به میل خود غارت کنند.
اوج این فعالیت در جریان "جهاد افغان" بود که در آن سیا یک انقلاب کمونیستی ناقص را در افغانستان زیر پا گذاشت و با این اقدام، سرانجام اتحاد جماهیر شوروی را شکست داد و در هم شکست. در جهان پس از جنگ سرد، پاکستان اهمیت خود را برای سیاست احتمالی خط لوله و نفوذ منطقه ای از طریق شرارت های جهادی غرب حفظ کرد.
جهاد به وسیله اصلی زیرامپریالیسم منطقهای خود پاکستان تبدیل شد که غرب تا زمانی که با منافع اساسی آنها مطابقت داشت به آن اجازه داد. جهاد (که طالبان محصول نهایی آن بودند) با این حال سمی قوی بود، و نظام جهانی "پس از 11 سپتامبر" باعث شد که در مورد اربابان غربی سابق و همچنین کنترل کنندگان پاکستانی آن نبض خاص خود را پیدا کند. این امر منجر به دخالت 20 ساله پیش بینی نشده و ناموفق آمریکا در افغانستان - طولانی ترین جنگ آن - شد و همچنین شاهد عقب نشینی جهاد از دولت پاکستان که بر آن نظارت داشت، و همه جنبه های جامعه، سیاست و فرهنگ آن را زیر و رو کرد.
با این حال، در سال 2021 اوضاع به طرز چشمگیری تغییر کرد. امریکا با درک شکست خود و "جمهوری" دستنشاندهاش در کابل در همان سال عجولانه و وحشتزده افغانستان را ترک کرد.
در این میان، روسیه به تدریج به پا شده بود و از سال 2012 پس از یک وقفه 20 ساله، به طور فزاینده ای نقش برحق سابق خود را در قبال هژمونی غرب در صحنه جهانی به اثبات رسانده بود. شکست آمریکا در کابل به روسیه این فرصت را داد تا در تغییر معادله ژئوپلیتیک قدیمی و کهنه به نحوی که به نفع منافع و طرحهایش باشد، دست به تحرکات اساسی بزند، کاری که چند ماه پس از شکست آمریکا در کابل از طریق حمله به اوکراین انجام داد.
این تحرکات و رویدادها منجر به تغییر اولویتهای ژئوپلیتیکی و تغییر در مرکز ثقل عمومی ژئوپلیتیک شد. به زبان ساده، پاکستان دیگر مورد نیاز اربابان انگلیسی-آمریکایی و غربی خود نبود. آنها آن را به روشی ناجوانمردانه که قبلا انجام داده بودند، حفظ نمی کردند، زیرا نیازی به آن وجود نداشت. نخبگان پاکستان چون به روشها و امتیازات قدیمی عادت کرده بودند و ناگهان خود را در پرتگاه یک دره دیدند، نگران شدند.
چین و نقش مشکوک آن. روابط چین با پاکستان کاملاً مبتنی بر ارزیابی عملگرایانه از منافع و انگیزههای منطقهای پاکستان در منطقه جنوب آسیا بوده است. هیچ عنصر ایدئولوژیک یا مبنای شراکت دیگری وجود ندارد. نقش چین در پاکستان همیشه نسبت به نفوذ غرب در درجه دوم اهمیت قرار داشت و بر اساس کمکهای زیرساختی، نظامی و فنی تکهتکه با لبخندی سخاوتمندانه و "لبخند دوستانه" انجام میشد. اما در مقایسه همیشه درجه دوم در نظر گرفته می شد. رابطه آنها در سبک معمولی فرهنگی آسیایی لفاظی و عوام فریبی شکل گرفته بود تا ظرافت ها و پیشرفت هایی را به ظاهر آن اضافه کند.
با این حال، ایجاد جهاد در پاکستان به زوال و فساد شدید سیستمی منجر شد و واکنش متعاقب آن باعث آشفتگی و بی ثباتی داخلی قابل توجهی در دولت و جامعه این کشور شد که از بسیاری جهات منجر به سرد شدن روابط این کشور با غرب شد. غرب شروع به دیدن آن به عنوان یک سرباری و یک حیوان خانگی بیمار کرد.
در همان زمان، چین به عنوان یک قدرت اقتصادی جهانی در حال تقویت بود و در سال 2013 پروژه جاه طلبانه اوراسیای "یک کمربند و یک جاده" را راه اندازی کرد. پاکستان یک جزء کلیدی در این پروژه بود و چینی ها توانستند حداقل تعهد نمایندگان پاکستانی خود را در این زمینه تضمین کنند.
با این حال، به نظر می رسد که برنامه ریزان چینی ارزیابی خود از پاکستان، روحیه مردم و فرهنگ آن را بیش از حد ارزیابی کرده اند. کار بر روی بخش پاکستانی "یک کمربند و یک جاده" (به نام CPEC - کریدور اقتصادی چین و پاکستان) در 21 آوریل 2015 آغاز شد که به معنای واقعی کلمه پاکستان، قلمرو و زیرساخت های آن را از نظر صنعتی، کشاورزی، تجاری و نظامی به چین وابسته می کرد. اما پروژه شکست خورد و پیشرفت آن به دلیل فسادی که ظاهراً چینی ها آن را پیش بینی نمی کردند کند شد.
علاوه بر این، نخبگان پاکستانی از چینیها همان لطف و حمایتی را انتظار داشتند که اربابان انگلیسی-آمریکاییشان در طول 200 سال بیشتر از آن بهرهمند بودند... اما چینیها مدیران سرسختی با قوانین سفت و سخت و ارزشهای اخلاقی متفاوت بودند. آنها یک رابطه ارباب-خادم آنچه پاکستانی ها می خواستند را نمی خواستند، بلکه چیزی عادلانه تر می خواستند. چینی ها نیز همان منافعی را نداشتند که غرب داشت و به خاطر آن سخاوتمندانه به خدمتگزاران و پرسنل خدمات پاکستانی خود پاداش می داد. در همین حال، تحریک طالبان پاکستان و جدایی طلبان بلوچ به طور منظم کارمندان چینی را که برای CPEC در پاکستان کار می کردند، می کشتند. کووید-19 عامل دیگری بود که مانند یک رعد به پروژه ضعیف شده ضربه زد.
رویدادهای اواخر سال 2021 و اوایل سال 2022 به بسیاری از تلاش های CPEC پایان داد. غرب نقش قبلی پاکستان را رد کرد، اما در عین حال نمیخواست این کشور به نماینده مشارکت جهانی چین و روسیه تبدیل شود، که میتواند به ناحق علیه آنها باشد. آنها چیزی برای نگرانی ندارند.
زمانی که عمران خان در فوریه 2022 از مسکو بازدید کرد و ساده لوحانه به روس ها با "هیمایت" از اقدام نظامی روسیه در اوکراین خوشامد زد، کافی بود که ایالات متحده با بزرگان واقعی ارتش پاکستان (که حامیان سابق عمران بودند) تماس بگیرد و به آنها دستور "تغییر" فوری رژیم را دهد، که آنها به درستی اجرا کردند.
از آن زمان، همه چیز در جبهه CPEC ساکت بود. صاف و ساده بخار شد و از آن خیلی به سختی یاد میکنند. هیچ هیاهوی سنتی چینی-پاکستانی وجود نداشت و چند مقاله مطبوعاتی که در مورد آن نوشته شده بود به معنای واقعی کلمه آن را خاموش کردند. در عوض، پاکستان از اربابان سنتی خود در صندوق بینالمللی پول خواستگاری کرد، که این بار مصمم به کنار زدن پاکستان بودند و به ناهار رایگانی که نخبگان ترسناک پاکستان قبلاً بدیهی میپنداشتند، پایان دهند.
اخیراً، در 20 ژوئن 2024، لیو جیانچائو، رئیس بخش بینالملل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، از پاکستان برای «بحث درباره CPEC» بازدید کرد. وی با صدور بیانیه ای به سیاستمداران و رهبران رقیب پاکستان توصیه کرد که متحد شوند و "وضعیت امنیت داخلی را بهبود بخشند."
در 23 ژوئن، دولت پاکستان اعلام کرد که در حال آغاز یک "عملیات" نظامی جدید و طولانی مدت علیه تحریک طالبان پاکستان در پایگاه های آن در استان خیبر پختونخوا است و همچنین تلاش های دیپلماتیک جدید برای متقاعد کردن رژیم طالبان در کابل برای توقف کمک و همکاری با تحریک طالبان پاکستان میکند که اخیراً حملات تروریستی آن در این ولایت افزایش یافته است. عملیات جدید عظم استحقام (فارسی/اردو برای "عزم وحدت") نامیده میشود که معمولاً به سبک پاکستانی پرشکوه اما توخالی است.
این تحولات اخیر تنها می تواند منجر به مشکلات بیشتر در وضعیت فعلی پاکستان شود، همانطور که در بالا توضیح داده شد. پوسیدگی در پاکستان بسیار پیشرفته و پیچیده است که نمی توان امیدی در حد انتظارات فعلی داشت.
همه مردم ضد امپریالیست و اوراسیا گرا در جهان نیز امیدوار بودند که چین در اتحاد با روسیه نقش مثبتی در شکست نیروهای تاریک جهانی ایفا کند که مصمم به تحمیل بی عدالتی و بی نظمی بر بشریت بودند. اما همکاری غیراصولی و خودخواهانه چین با عناصر فاسد بدنام، بی اعتبار و شکست خورده مانند نخبگان پاکستانی تنها می تواند از پتانسیل عظیم چین بکاهد، اعتبار آن را از بین ببرد و ادعاهای "کمونیستی" آن را افشا کند.
بهتر است یک موقعیت متعفن و پوسیده را رها کنیم، نه اینکه احمقانه سعی کنیم از گوش خروس یک کیف ابریشمی درست کنیم. من هرگز انتظار چنین نگرش را از چین نداشتم و این برای من شوک بزرگ و نفرت انگیزی بود. یک روز، مردم چین و رهبری آنها باید در دادگاه تاریخ پاسخگوی دلیل انجام این کار باشند.






