پاکستان از مهندسی استراتژیک تهاجمی برای تغییر معادله افغانستان استفاده می‌کند

نویسنده: عبدالناصر نورزاد، پژوهشگر امنیت و ژئوپلیتیک، اختصاصی برای "سنگر"

بعد از تغییر قاعده بازی در افغانستان، پاکستان به دستور فرامنطقه در تلاش آوردن تغییر در وضعیت است؛ تغییری که نه‌تنها با نیازهای داخلی این کشور هماهنگ است، بلکه می‌تواند در مقابله با تهدیدهای جدید امنیت ملی پاکستان نیز نقش مؤثر و عملیاتی ایفا کند. همگرایی اسلام‌آباد با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، برای آن مزیت‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی تولید کرده و در فضای آشوب‌زده کنونی، این همگرایی به‌عنوان یک سکوی نفوذ و فشار، اهمیت مضاعف یافته است. همراهی پاکستان با عربستان، ترکیه، امارات، قطر، امریکا و انگلیس، یک صف‌بندی جدید و کاملاً حساب‌شده در قبال وضعیت افغانستان ایجاد کرده است.

در همین حال، هند نیز تا حد توان در پی بهره‌برداری از وضعیت جدید است. دهلی‌نو تلاش می‌کند از فضای به‌وجودآمده استفاده کرده و با اعمال فشار حداکثری، جایگاه از دست‌رفته خود را در افغانستان بازسازی کند. اما در برابر هند دو رقیب عمده قرار دارد: یکی پاکستان و دیگری چین؛ دو قدرتی که می‌توانند مسیر جاه‌طلبی‌های هندی‌ها را با اصطکاک جدی مواجه کنند. اگرچه رویکرد هند در هماهنگی با سیاست‌های واشنگتن تعریف شده، اما برای تهران، مسکو و پکن نیز تا حدی قابل پذیرش است، زیرا در کوتاه‌مدت مانع تسلط یک‌جانبه بلوک رقیب می‌شود و در چارچوب بازی قدرت منطقه‌ای قابل هضم است.

این وضعیت، پازلی جدید از رقابت‌های پیچیده و خطرناک نیابتی را فعال می‌سازد؛ رقابت‌هایی که در آن حمایت از تروریسم، مهندسی گروه‌های مسلح و استفاده ابزاری از خلأ قدرت، به ابزارهای عملیاتی بازیگران تبدیل شده است. امروز تمام منطقه و فرامنطقه در یک میز و در یک روند تسلط‌محور در تلاش بهره‌برداری از وضعیت افغانستان‌اند.

امریکا اکنون فاز دوم بازی را با تغییر وضعیت اجرایی خواهد ساخت و در این مسیر نقش پاکستان برجسته می‌شود؛ کشوری که بارها قدرت تخریبی و توان شبکه‌ای خود را به نمایش گذاشته و در پروژه طالبانیزم و شکل‌دهی به وضعیت جدید، جایگاه مهمی یافته است. پاکستان در این مقطع از تمام ابزارهای نظامی، امنیتی، استخباراتی و دیپلماتیک استفاده می‌کند تا مدیریت وضعیت در کنترل آن بماند. از بمباران کابل و دیگر نقاط افغانستان گرفته تا تلاش برای ایجاد ارتباط با مخالفان و جبهات مقاومت در برابر طالبان، از سفرهای متعدد مقام‌های امنیتی و دیپلماتیک به کشورهای همسایه از جمله تاجیکستان تا سفر دوره‌ای وزیر خارجه به اروپا و دیدار با مقامات ناتو، همه این‌ها ظرافت سیاست‌ورزی و توانمندی چندلایه پاکستان را در هماهنگی با آی‌اس‌آی نشان می‌دهد.

وزیر خارجه پاکستان در سفرهای اروپایی موفق شده موقف و دیدگاه مقامات اروپا را نسبت به طالبان تغییر دهد و آنان را قانع کند که طالبان در برابر پاکستان حق به جانب نیستند و باید به خواسته‌های اسلام‌آباد تن دهند. این قدرت دیپلماسی و توان اقناع سیاسی، نشان‌دهنده رشد ظرفیت چانه‌زنی و نفوذ پاکستان در میدان سیاست بین‌الملل است.

در سطح نظامی و امنیتی، تلاش‌های هماهنگ پاکستان برای ایجاد جبهه‌ای جهت اعمال فشار سنگین بر طالبان ادامه دارد. از تمام نیروهای مخالف طالبان در تبعید تا جبهات نظامی فعال، از سوی پاکستان دعوت شده‌اند تا در مبارزه با طالبان، به حمایت اسلام‌آباد تکیه کنند. این زاویه امنیتی و استخباراتی نشان می‌دهد که حمایت جدی امریکا و فرامنطقه پشت این بازی خطرناک قرار دارد. اکنون که طالبان از پاکستان فاصله گرفته و به پیمان منطقه‌ای و نزدیکی با روسیه، چین و ایران ابراز علاقه کرده‌اند، جذابیت خود را برای واشنگتن از دست داده‌اند.

طالبان زمانی برای غرب مهم بود که بتواند با ایجاد آشوب سازمان‌دهی‌شده، فضای چانه‌زنی و امتیازگیری بسازد؛ اما اکنون طالبان به گروه‌های متعدد با دیدگاه‌های متفاوت تقسیم شده و این چندپارچگی فرصت نفوذ برای رقبای غرب را افزایش داده است. برای واشنگتن و اسلام‌آباد قابل قبول نیست که مدیریت انحصاری این پروژه از دست برود؛ بنابراین تغییر چهره‌های مزاحم درون طالبان، بخشی از دستور کار جدید است.

در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، تلاش‌های پاکستان بسیار گسترده و تأثیرگذار است. دیپلماسی اسلام‌آباد که مجهز به زبان انگلیسی و پشتیبانی تجربه استخباراتی و نظامی است، این قدرت را به پاکستان داده تا در مسیر تأمین منافع راهبردی خود، وارد هرگونه معامله و دادوستد سیاسی و امنیتی شود. از سوی دیگر، سیاست مجاورت تهدیدها از جانب طالبان و هند، همراه با بن‌بست خوردن پروژه‌های چین در افغانستان، پاکستان را به‌سمت پذیرش یک معامله بزرگ دیگر با غرب سوق داده است.

در کنار این تلاش‌ها، پاکستان همچنان امکانات امنیتی و استخباراتی گسترده‌ای در منطقه دارد. از هماهنگی تاکتیکی با تهران در جنگ دوازده‌روزه گرفته تا ایجاد پل ارتباطی با ترکیه، از تماس با آسیای مرکزی تا سفرهای دیپلماتیک در اروپا و امریکا، همگی قابل ذکر است. ضمن آنکه گزینه‌های سخت‌افزاری شامل استفاده از نیروهای ریزرف امنیتی در قالب گروه‌های تروریستی مانند داعش، به‌عنوان ابزار فشار بر طالبان برای پاکستان محفوظ مانده است.

اکنون حتی قدرت‌های فرامنطقه نیز به منطق پاکستان در تغییر وضعیت افغانستان قناعت کرده‌اند و رسانه‌های بین‌المللی نیز به این موضوع اشاره داشته‌اند. تلاش اسلام‌آباد در ادامه وضعیت موجود، تضمین کوتاه نگه‌داشتن دست محور شرق و هند از مدیریت طالبان است. حتی گزارش‌هایی منتشر شده که پاکستان در صدد ایجاد گروه‌های نیابتی بالقوه برای اعمال فشار حداکثری بر طالبان است.


سیاست