«طالبان زمینهای نیاکان ما را به زور گرفتند»
گزارش اختصاصی از کانال تلگرامی بازگشت
در ادامهی سیاستهای انتقامجویانه و سرکوبگرانهی گروه طالبان، ششصد خانواده ساکن در دره کشرو ولسوالی/ شهرستان دولتیار ولایت غور با توسل به زور و شکنجه از خانههایشان کوچ اجباری داده شده و زمینهای آنان توسط اعضای گروه طالبان غصب شده است. نوارهای تصویری که منابع از محل به خبرگزاری بازگشت فرستادهاند، نشان آشکار از ظلم، سرکوب، انتقامجویی و استبداد بالای ساکنان فقیر این منطقه است. در نوارهای فرستاده شده دیده میشود که خانوادهها تحت فشار اعضای گروه طالبان، با عجله و ترس، دار و ندارشان را از خانههای بومی خویش بیرون کشیده و در حال تخلیهی روستاهای آباییشان هستند.
یک بزرگ قومی که همراه با اطفال و اعضای خانوادهاش مجبور به ترک روستای خود شده است میگوید:
«هشتاد سال سن دارم و نیاکان ما از ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش در این منطقه زندگی میکردند، اما حالا به حکم احمدشاه دیندوست، فرمانده قولاردوی ۲۰۵ البدر طالبان بیرحمانه کوچ داده میشویم و «تنها خداوند میتواند به داد ما برسد».
نوارهای فرستاده شده همچنین نشان میدهند که اعضای گروه طالبان تمامی وسایل خانوادهها را از خانههایشان بیرون کشیده و آنان منتظر رسیدن موتر و سفر از روستاهایشان هستند. باشندگان محل میگویند، با اعضای گروه طالبان که آنان را وادار به کوچ اجباری کردهاند توان مقابله را ندارند و مجبور شدهاند تن به مظلومیت داده، خانه و زمینهایشان را به گروه طالبان رها کنند.
انتقامجویی گروه طالبان پشتپردهی یک کوچ اجباری
منابع محلی به خبرگزاری بازگشت اظهار داشتند، مردم دولتیار بهدلیل ایستادگی در برابر گروه طالبان طی سالهای گذشته، هدف مستقیم انتقامجویی سیاسی اینگروه قرار گرفتهاند. آنان در زمان دولت جمهوری اسلامی افغانستان، بهویژه در مناطق کوهستانی غور، ضربات قابلتوجهی به گروه احمدشاه دیندوست(طالب) وارد کرده بودند. اکنون، با سلطه گروه طالبان، این قوم بهجای دادخواهی، با اخراج، سرکوب و حذف سیستماتیک مواجه شدهاند.
ریشههای اصلی دلیل کوچ اجباری مردم دولتیار توسط طالبان
به گفتهی منابع، ریشهی اصلی کوچ اجباری این خانوادهها به اختلافات تاریخی میان دو قوم تایمنی و خانزاده (سردارخیل) پیوند دارد که بر سر زمینهای دره کشرو منازعه دیرینه داشتند. در حالیکه سال گذشته شورای علمای گروه طالبان در غور حکم به تقسیم زمینها میان دو طرف داده بود، احمدشاه دیندوست با زیر پا گذاشتن صریح این حکم، بهنفع قوم سردارخیل – که یکی از همسرانش نیز از آن قوم است – فیصلهی یکجانبه صادر کرده است. زیرا به گفتهی آنان، دیندوست خصومت دیرینه با قوم تایمنی – که در دوره حکومت جمهوریت با گروه طالبان جنگیده، دارد. و حالا از قدرت و زور خویش برای انتقامگیری قومی استفاده کرده است، پیش از این در نتیجهی نزاع میان این دو قوم، دهها تن از دو طرف کشته شدهاند. در آخرین مورد یکی از شخصیتهای برجستهی قوم تایمنی، به اسم سناتور احمدخان نیز پس از بازگشت گروه طالبان به قدرت، کشته شده که منابع، آن را به عوامل وابسته به قوم سردارخیل و شخص احمدشاه دیندوست نسبت دادهاند.
قدرت بدون قانون و سرکوبهای انتقامجویانهی گروه طالبان
عملکرد فراقانونی و زورگوییهای قومی گروه طالبان، ساختار حاکمیت آنان را به ابزاری برای سرکوب سیستماتیک اقوام تبدیل کرده است. در سایهی نبود نهادهای مستقل قضایی و انحصار کامل تصمیمگیری در دست فرماندهان محلی، حقوق میلیونها شهروند افغانستانی قربانی تصمیمهای شخصی، وابستگیهای قبیلهای و دشمنیهای قومی شده است. کوچ اجباری، سلب مالکیت و تهدید مسلحانه، مصداق آشکار نقض کنوانسیونهای بینالمللی، اصول بنیادین حقوق بشر، و آموزههای دینی مبنی بر عدالت و برادری اسلامی است. گروه طالبان، در حالیکه شعار «نظام اسلامی» را سر میدهند، خود عملا بزرگترین ناقضان اصول اسلامی در حوزه عدالت و قضاوت بیطرف هستند.
سکوت، همدستی است؛ خاموشی رهبران طالب
با وجود حجم گسترده گزارشها و اعتراضهای محلی در مورد این بحران، سخنگویان گروه طالبان تاکنون هیچ واکنش رسمی به این موضوع نشان ندادهاند. سکوت رسمی در برابر تصمیمات فراقانونی فرماندهان، نشانهی آشکار از تایید ضمنی رهبری اینگروه نسبت به اقدامات تبعیضآمیز است. آگاهان معتقدند که ادامهی این روند، نهتنها بافت اجتماعی افغانستان را بیش از پیش دچار فروپاشی خواهد کرد، بلکه زمینهی جنگهای داخلی تازه، بیثباتی منطقهای و از بین رفتن هرگونه امید به همزیستی مسالمتآمیز را نیز به شدت متاثرخواهد ساخت.
پیش از این ولایات فاریاب، جوزجان، تخار، پنجشیر، بدخشان، دایکندی و کابل نیز شاهد کوچ اجباری ساکنان بومیشان توسط افراد مسلح گروه طالبان بودهاند. طالبان در ولایت دایکندی، صدها خانواده را تحت عنوان بازگرداندن زمینهای غصبی و ساخت پروژههای شهری کوچ دادند. در مورد دیگر، وزیر عدلیهی اینگروه دستکم ۱۰۰ خانواده را در منطقهی سناتوریم ناحیهی ششم شهر کابل از خانههایشان اخراج کرد و خانههای آنان را به اعضای خویش توزیع نمود.