چرا از جنگ طالبان علیه همسایه حمایت نکردیم؟
نویسنده: محبالله نوری، رئیس پیشین سیاست شورای امنیت ملی افغانستان، عضو شورای مشاوران «سنگر»
۱. عدم حمایت ملت افغانستان از جنگ علیه همسایگان؛ در جمهوریت، وقتی اکثریت ملت خواهان صلح بودند، اقلیتی به رهبری اشرف غنی با جنگطلبی فرصتهای صلح را از میان برد و زمینهساز سقوط نظام و تسلط دوباره طالبان شد. در جنگ اخیر طالبان با پاکستان؛ همان اقلیت ناسیونالیست ها و قومگراها با ایستادن در کنار طالبان از یکسو به خون شهدا نیروهای امنیتی خیانت کردند و از سوی دیگر طالبان را برای جنگ با پاکستان تشویق کردند اما خوشبختانه اکثریت ملت به آنها پشت کردند و با جنگ مخالفت کردند. من هم به سهم خویش در کنار اکثریت مردم و با این جنگ مخالفت کردیم و در آینده نیز اگر جنگی علیه همسایگان آسیای میانه ای رخ دهد، همین موضع را خواهیم داشت-مخالف با جنگ.
۲. حمایت تنها از یک دولتِ مشروع و قانونی موجه است؛ امروز دولت مشروعی در افغانستان وجود ندارد که از آن دفاع کرد و حمایت از طالبان به معنای تقویت انحصار و خیانت به شهدای نیروهای دفاعی و امنیتی پیشین است. زمانیکه دولت های مشروع وجود داشت مردم ما سه دهه از آن دولت ها سرسختانه دفاع کردند. هرگاه دولت مشروعی در افغانستان شکل گیرد مطمین هستم همه ملت متحدانه از آن دفاع خواهند کرد.
۳. . این جنگ نشان داد برخلاف ادعای خلیلزاد که طالبان تغییر کردهاند و مانع استفاده گروههای تروریستی از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر میشوند، چنین ادعایی دروغی بیش نبود. طالبان همچنان تهدیدی جدی برای نظم و ثبات منطقه بهشمار میروند. دلیل اصلی دخالت پاکستان نیز، حمایت طالبان از تحریک طالبان پاکستان است که در چهار سال گذشته ۱۰,۳۴۷ حمله تروریستی در خاک پاکستان سازماندهی کرده و ۳,۸۴۴ تن از نظامیان، پولیس و غیرنظامیان، بهویژه در خیبرپختونخوا و اکثر از میان جامعه پشتون ما، کشته شدهاند. بنابراین مقصر اصلی تجاوز همسایه خود طالباناند. ما نمیتوانیم بهخاطر ناسیونالیسم کور از حق و عدالت چشمپوشی کنیم. به ویژه اینکه از منظر فجرستان، برای من تفاوت میان ملت افغانستان و ملت های همسایه وجود ندارد؛ اگر طالبان فردا به کشورهای آسیای میانه حمله کنند، من همین موضعِ فعلی—مخالفت با جنگ—را در پیش خواهم گرفت.
۴. این جنگ پیامدهای اقتصادی، انسانی و اجتماعی ویرانگری بر مردم افغانستان و پاکستان، بهویژه در مناطق مرزی، برجای گذاشته است. مسیرهای تجاری مسدود شد، بازرگانی و مهاجرت کاری مختل گردید و قیمت کالاهای اساسی بهشدت افزایش یافت. در نتیجه، فقر، بیکاری و ناامیدی در میان مردم دو کشور گسترش یافته و روند همکاری و همگرایی اقتصادی در سطح منطقه بهشدت تضعیف شد.
۵. در آخر ضمن استقبال، از تلاشهای کشورهای قطر و ترکیه برای میانجیگری و برقراری آتشبس اما به صلح طالبان باور ندارم. تا زمانیکه طالبان در قدرتاند، از حمایت تحریک طالبان پاکستان دست نخواهند کشید و این، مانع پایداری آتشبس و صلح واقعی خواهد بود. متاسفانه صلح، ثبات و توسعه منطقه بخصوص ثبات و توسعه در دو سوی خط دیورند بدون خلع سلاح و ادغام گروه های افراطی چون تحریک طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان از راه صلح یا جنگ در بدنه یک نظام مشروع ممکن نخواهد بود.