عوامل احتمالی تغییر سیاست غرب در قبال روسیه
نویسنده: فیاض بهرامان نجیمی، تحلیلگر ارشد امور بین الملل، عضو هیئت مشورتی سنگر
در روز های اخیر شاهد تغییر در لحن غرب در برابر روسیه هستیم. یکی از عوامل آن هم ایجاد دو دستگی در رابطه به جنگ اوکراین در اداره بایدن است و هم تشدید شگاف در درون اتحادیه اروپا.
نظامیان آمریکا به ویژه لوید آستین وزیر دفاع و ماک میلی رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا علاقمند از سرگیری تماس با روسیه برای یافتن راه حل سیاسی در بحران اوکراین اند و وزارت خارجه آمریکا، که از حمایت مجلس نمایندگان و بخش از شورای امنیت ملی برخوردار بوده است طرفدار تشدید فشار بالای روسیه.
بسیج نسبی و به ویژه پیوستن داوطلبان زیاد از سراسر روسیه به جنگ، گذار روسیه به حالت اقتصاد جنگی و ایجاد روحیه به شدت ناسیونالیستی در میان نظامیان و حلقه های استخباراتی روسی نوع هشدار نگران کننده برای آمریکا است، که چهره های با مسوولیت آمریکایی را متوجه خطر جدی آینده می سازد.
ازینرو تصور می شود حفظ دولت پوتین را بهتر از تشدید رویارویی می پندارند.
پوتین نیز از طریق وزارت خارجه اش سگنال ها یی برای آمادگی مذاکره به غرب می فرستد.
از سوی دیگر پیروزی حداقل جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان باعث می شود که «چک سپید» برای اداره بایدن از سوی کانگرس به سادگی داده نشود.
مهمتر از همه موضعگیری ماک میلی به حیث یک نظامی کارآزموده و با تخصص دیپلوماتیک است، که مسوولیت حفظ جان هموطنانش در داخل آمریکا را نسبت به بحرانی سازی بیشتر در روابط با روسیه ترجیح میدهد و میداند جهان را سیاستمداران کم تجربه و ماجراجوی غربی به پرتگاه جنگ هسته ای کشانیده و خطر آسیب پذیری آمریکا به شدت افزایش یافته است ـ به ویژه که روسیه در سلاح های استراتیژیک هسته ای هایپرسونیک از آمریکا خیلی جلو می باشد.
مطابق اصل لاتینی «همه جنگ ها به مذاکره میآنجامند»، تلاش هایی برای یافتن راه های مذاکره با روسیه آغاز شده است.
از سوی دیگر، یه قول پروفیسور دیمیتری سایمس، دبیر نشریه «نشنل اینترست»، نظامیان آمریکا دریافته اند که هستری ایجاد شده رسانه ای آمریکایی در همکاری کانگرس علیه روسیه بیش از حد غیر واقعبینانه بوده است.
هفته پیش روزنامه نیویارک تایمز یعنی زبان گویای دموکرات ها، در باره لزوم مذاکرات میان ماسکو و کیف مقاله نوشت و روز سه شنبه ۱۴ نوامبر نشریه Politico به گونه مفصل در باره دو دستگی در درون حکومت بایدن تحلیل داد.
در جو جدید ایجاد شده، جک سالیوان مشاور امنیت ملی آمریکا به کی یف رفت تا در باره آماده سازی زلینسکی برای مذاکره با روسیه صحبت کند.
و ویلیام برنز رییس سازمان سیا به تاریخ ۱۴ نوامبر در انقره پایتخت ترکیه با سرگی ناریشکین رییس سرویس اطلاعات خارجی روسیه دیدار نمود.
ارچند گفته شد، که در ملاقات روسای استخباراتی در مورد اوکراین بحث نشد، اما روی نگرانی های آمریکا از بابت استفاده سلاح هسته ای از جانب روسیه به گونه جدی صحبت صورت گرفت.
بازهم در ۱۴ نوامبر و در آستانه نشست جی۲۰ در بالی اندونیزیا، جو بایدن با شی جین پینگ رهبر چین ملاقات و روی موضوع جنگ اوکراین صحبت نمود.
ایمانوئل ماکرون رییس جمهور فرانسه و اولاف شولتز نخست وزیر آلمان با سرگی لاوروف ملاقات نمودند. و در کل همه جا لحن کشور های غربی در برابر روسیه خصلت آشتی جویانه داشته است. حتا دو طرف در نشست بالی سخنرانی های همدیگر را تحریم نکردند.
چرای آن در چیست؟
من در پایان نوشته قبلی ام [آمریکا در حال معامله عقب پرده با روسیه؟!] اظهار نمودم که پس از انتخابات آمریکا جهان شاهد تحولات خواهند بود. اکنون چنین چیزی در حال شکل گیری است زیرا غرب بخش بزرگ جهان را با خودش در برابر روسیه نتوانست بسیج کند. و همچنان نتوانست در جنگ اوکراین دینامیک دلخواه به وجود آورد.
اگرچه بعضی کارشناسان این تلاشها برای تغییر سیاست را ترفندی برای وقت کشی به نفع اوکراین در فصل زمستان میدانند ولی اصل موضوع عمیقتر از موضوع جنگ برای غرب است.
• غرب متوجه افزایش ناسیونالیسم انتقامجو (ریوانشیست) در روسیه هسته ای شده است.
• برعکس غرب، روسیه به گونه یی بی پیشینه مسلح می شود و ماشین نظامی آن یعنی کامپلکس نظامی روسیه با تمام قوت به کار افتاده است.
• روحیه ضد غربی، ضد کپیتالیستی در داخل روسیه به سرعت شکل می گیرد .
• جنگ طلبی تا مرز حمله هسته ای بالای خاک ایالات متحده آمریکا به حیث دشمن اصلی به سرعت به پارادایم حاکم روسیه در حال گسترش است.
• اقتصاد روسیه به سرعت متمرکز و دولتی می شود.
• و بالآخره پیروزی شی جن پینگ نوع امید را برای ایستادگی در برابر آمریکا و غرب در میان ناسیونالیست های روسیه ایجاد کرده است.
اینها عوامل اند که نظامیان آمریکا را می لرزاند زیرا روسیه انتقامجو با چین پرقدرت دردسر نه بلکه رقیب خطرناک ایدیولوژیکی و سیستمی غرب خواهد شد.
شی جن پینگ در ملاقات با بایدن با صراحت گفت: اختلاف ما با آمریکا ایدئولوژیک است. چین سوسیالیسم با ویژگی چینی را می سازد و آمریکا کاپیتالیسم را.
خلاصه غرب می خواهد با سرعت جنگ را در اوکراین به همکاری با پوتین منجمد سازد و نگذارد دست نظامیان بلند شود، چون پیروزی و اشغال مکمل اوکراین آغاز بحران ژیوپولتیکی در غرب خواهد بود، که ممکن به کمک پوتین جلو آن را بگیرند.
اما روشن نیست که آیا پوتین می تواند در برابر موج بزرگ ناسیونالیسم روسی بایستد یا خیر؟!