خبر روز

ایران در برابر «ائتلاف اپشتین» از تجربه اشکانیان استفاده می‌کند

نویسنده: محمود دلخواسته (ایران)

دیروز، جورج گالووی سیاستمدار معروف و منتقد اسکاتلندی در پیامی، مقایسه ای بین نوع مبارزه نیروهای مدافع ایران، بر علیه قوای نظامی تجاوزگر آمریکا و اسرائیل انجام داد و نبرد معروف حران که در آن ارتش ایران به جنگ ارتش مهاجم روم به رهبری کراسوس رفت.

در این نبرد، ارتش پیاده نظام روم در محاصره سواره نظام اشکانی به فرماندهی سورنا قرار گرفته بود و کراسوس منتظر بود تا ترکش سواران اشکانی از تیر ها خالی شود و بعد لژیونهای رومی کار ارتش ایران را تمام کنند. ولی هر چه منتظر شد که ترکش ها از تیر خالی شود با تعجب دید که ترکش های خالی شده یکی بعد از دیگر پر می شوند. کراسوس نمی دانست که سورنا پیش بینی چنین نبردی را از قبل کرده بود و بر پشت هزاران شتر، بیشمار تیر بار کرده بود. اینگونه بود که ارتش عظیم روم بزرگترین شکست خود را متحمل و ده هزار نفر نیز به اسارت گرفته شدند.

مقایسه از این منظر انجام شد که حال آمریکا و اسرائیل منتظر هستند تا چه وقت موشکها و پهبادهای ایران تمام خواهد شد بعد خود را پیروز جنگ اعلام کنند. غافل از اینکه بر عکس آمریکا و اسرائیل، نیروهای مسلح ایران، با استفاده از تجربیات عظیم تاریخی، از بسیار قبل فکر چنین روزی را کرده بودند و خود را برای چنین روزی آماده. اینگونه بسیار قبل از آنکه موشکهای ایران به پایان برسد، این موشکهای ضد هوایی این دو کشور متجاوز است که به پایان خواهد رسید و آن زمان تازه کار ایران شروع می شود.

حمله ترامپ به جزیره خارک، نشان از این اطلاع و بیتابی و خشم دیوانه وارش دارد که چرا ایرانیان تسلیم نمی شوند. این دو احمق جنایتکار با روانشناسی ایرانیان آشنا نیستند، در غیر اینصورت می دانستند که زمانی که هستی وطن و تمامیت ارضی آن مورد تهدید قرار گیرد، کلمه «تسلیم» از ادبیات سیاسی ایران حذف می شود. اینگونه است است که ایران در طول تاریخ هزاران ساله خود در چهاراه برخورد تمدنها، استمرار تاریخی و فرهنگی آورده است.

اینهم گفته شود که کراسوس برای پیش افتادن از ژولیوس سزار و پومپه تصمیم به فتح ایران گرفت. زمانی که ارتش او به طرف ایران حرکت کرد، ارد دوم، شاه ایران سفیری را به نزد کراسوس فرستاد و اینکه، مردم روم این جنگ را نمی خواهند و تو به صفت شخصی می خواهی جنگ را راه بیاندازی و حتی پیشنهاد کرد که اسرای رومی را که در اختیار داشت آزاد کند.

کراسوس با تبختر پاسخ داد که جواب شاه را در سلوکیه/پایتخت خواهم داد. سفیر پاسخ داد که:

«اگر در کف این دست مویی می بینی، سلوکیه را نیز خواهی دید.»

حال به ترامپ و نتانیاهوی جنایتکار باید گفت که اگر در کف دستانتان مویی می بینید، پیروزی بر ایران را نیز خواهید دید. شما بی ریشه گان، تحقیر ملتی را که تاریخش در اسطوره گم می شود به گور خواهید برد. در واقع، در این آخرین نبرد، این ایران است که مکان حقیقی و واقعی خود را در جهان خواهد یافت. البته این واقعیت یافتن بدون مردمسالار کردن ایران، ممکن نیست.


سیاست