رسانه های نزدیک به گروه تروریستی طالبان* از ایجاد تحریک طالبان تاجیکستان به رهبری فردی به نام مهدی ارسلان خبر دادند. آمریکا، پاکستان و کشورهای عربی چه می خواهند؟
نویسنده: عمرمحمدی، تحلیلگر مخصوص برای سنگر
طالبان از نظر ایدیولوژیک تفاوت ماهوی با داعش*، القاعده* و بقیه گروههای تروریستی ندارد. همه این گروهها معتقدند که مرزهای موجود میان کشورها و ملتهای منطقه ما خطکشیهای استعماری و اجباری میان«امت واحد مسلمه» است که یک روزی باید از میان برداشته شوند.
هرچند طالبان افغانستان تا مدت زیادی نتوانستند یا نخواستند که از مرزهای قومی(پشتونی) بیرون شده و حرکت خود را فراقومی و فراملی بسازند اما این امر به معنای رد ایدیولوژیای نیست که طالبان با بقیه گروههای تروریستی در آن شریک هستند.
میتوان گفت که با ظهور داعش، طالبان بیشتر تشویق و وسوسه شده تا به «کارزار توسعه قلمرو حاکمیت دینی» بپیوندند که بخش اصلی ایدیولوژی گروههای تروریستی منبعث از اسلامی سیاسی تندرو دانسته میشود. دلیل این امر این است که از یک سو طالبان با بیمیلی به پیوستن به این کارزار انگیزه جنگی و جهادی نفرات خود را مختومه تلقی میکنند و هراس دارند از اینکه بقیه گروههای تروریستی رقیب نفرات آنان را به بهانه گسترش قلمرو اسلام شکار کنند؛ از سوی دیگر اما کشورهای حامی طالبان و داعش و القاعده(پاکستان در همپیمانی با امریکا و انگلیس و برخی از اعضای ناتو) که از طریق شبکههای استخباراتی خود به تقویت و توسعه گروههای تروریستی اقدام میکنند، نیاز به ایدیولوژی توسعهطلب و جهانگستر دارند.
در واقع کشورهای غربی برای تحقق اهداف توسعهطلبانه خود در آسیا و افریقا نیاز به ایدیولوژیای دارند که توسعهطلب باشد. ایدیولوژی اسلام سیاسی که توسعه قلمرو«حاکمیت الله» را در سرلوحه اهداف خود قرار داده و جهاد(جنگ) با هر نیرویی برای تحقق این هدف را مقدس میانگارد، برای کشورهایی که اندیشه توسعهطلبی دارند، باب میل است و حاضراند که از این انگیزه واندیشه حمایت همهجانبه نمایند.
به عبارت دیگر، برای قرن جدید که ایدیولوژیهای سیاسی مختلف کشش و جاذبه خود را برای تحریک انسانها به جنگ از دست داده، ایدیولوژی اسلام سیاسی با ادعای توسعه قلمرو حاکمیت دینی، مورد توجه خاص کشورهای قدرتمند غربی قرار گرفته و آنان در صدد بهرهبرداری از این ایدیولوژی اند. هر جنگی نیاز به عقیده و ابزار دارد. عقیده را گروههای تروریستی از دین استخراج میکنند و ابزار (اسلحه، مهمات، پول، آموزش نظامی و...) را غربیها فراهم میکنند.
با توجه به نکات بالا، تشکیل گروهی موسوم به تحریک طالبان تاجیکستان ( TTT) به رهبری مهدی ارسلان یک امر قابل پیشبینی بود/ است. طالبان و هرگروه تروریستی دیگر، برای بقا، نیاز به جنگ دارد. طالبان مفت و مجانی قدرت را در افغانستان تسلیم شدند و حالا بسیاری از افراد این گروه خود را بیهدف و بیکاره تلقی میکنند و میل زمین گذاشتن اسلحه را دارند. باید یک جنگ دیگری بنام دین و اسلام شروع شود تا طالبان بتوانند به بسیج نیرو اقدام کنند و انگیزه و عقیده جنگ را در افراد خود احیا کنند. این امر ایجاب میکند که گروههای دیگری با پیشوند و پسوند طالبان در منطقه ظهور کند.
جماعت انصارالله* خود یک گروه تروریستی همپیمان و همکار طالبان است که از دیری به این سو زیر چتر طالبان فعالیت میکند. با امضای توافقنامه دوحه بین طالبان افغانستان و امریکا، گفته میشود که طالبان توافقات پنهانی با گروههای تروریستی زیر چتر خود نظیر جماعت انصارالله نیز امضا کردهاند که براساس این توافقات طالبان افغانستان متعهد شده که در صورت گرفتن قدرت سیاسی، نه تنها مانع فعالیت گروههای تروریستی دیگر نمی شود بلکه به این گروهها نیز کمک میکند تا حکومتهای دینی خود را در سرزمینهای خود (تاجیکستان، ازبیکستان، چین، قزاقستان و... )نیز ایجاد نمایند. تشکیل گروه طالبان تاجیکستان بخشی از توافقات قبلی است که در حال اجرا است.
بنا به گزارشها، مهدی ارسلان، در حال حاضر بیش از ۳۰۰ جنگجو دارد. گروه تروریستی طالبان افغانستان اخیراً مسئولیت تامین امنیت 5 ولسوالی نزدیک مرز تاجیکستان را به ارسلان رهبر گروه تروریستی جماعت انصارالله واگذار کرده است. این گروهها در حال سربازگیری و آماده شدن برای جنگ در آسیای میانه هستند.
با توجه به این امر، اگر دولتهای آسیای میانه از خواب زمستانی بیدار نشوند و اقدامات جدی را به منظور جلوگیری از گسترش قلمرو حاکمیت طالبانی نگیرند، دیر یا زود دچار آشوبها و بحرانهایی میشوند که مهار آن برای شان خیلی دشوار خواهد بود.
*این سازمان تحت تحریم های سازمان ملل یا به دلیل فعالیت های تروریستی ممنوع است.
** «مهدی ارسلان» ملقب به محمد شریپوف، ساکن منطقه نورآباد تاجیکستان، هرگز رهبر جماعت انصارالله نبوده است. سرکرده این گروه تروریستی فردی به نام «سلمان» که تبعه تاجیکستان نیز هست می باشد. مهدی ارسلان باید مدیون رسانه های آمریکایی برای شهرتش باشد که بر اساس اطلاعات و «PR» آنها سازمان های اطلاعاتی غربی به او توجه کردند.









