اول باید هنر کنارآمدن و ساختن با خود را آموخت بعداً با دیگران.

نویسنده: محمود صیقل، دیپلمات و نماینده پیشین افغانستان در سازمان ملل

اين روز ها بازهم در کمپ مخالف طالب ميشنويم كه در سياست دوست و دشمن دائمی وجود ندارد و بايد عملگرا باشيم و با واقعیت ها کار کنیم. نمونه هاى زيادى هم مصداق اين مقوله وجود دارد؛ آخرين اش رفاقت دونالد ترمپ رئيس جمهور امريكا با احمد الشرع رئيس جمهور سوريه عضو اسبق القاعده است.

به همين ترتيب، ديده ميشود كه نظاميان پاكستان با ساخته هاى خودشان يعنى طالبان درگير شده و از مردمان عادی قربانی میگیرند. خارج كردن طالبان از مدار پاكستان و استفاده از آن عليه پاكستان، براى هند يك شاهكار است. ولى خواست نهايي پاكستان و هند در افغانستان چيست؟ منافع ما؟! ترمپ، الشرع، شریف و مودی لااقل از اجماع داخلی جناح های بزرگ سیاسی کشور های شان سر بلند کرده و برای منافع آنها، با پاسخگویی نسبی در برابر قانون و نظام، در عرصه عملگرایی سیاسی دادوستد و زدوبند دارند.

در کشور ما که قانون و نظام و اجماع سیاسی فروپاشیده، مهم اين است بپرسيم كه عملگرايي با كدام سياست؟ و نداشتن دوست و دشمن دايمى براى چه؟ اگر موضع خود ما روشن و جمع نباشد اصلاً ما را به عملگرايي و دوستى و دشمنى با ديگران چه غرض! حتى چرا با موقف درونى پاشان با طالب صحبت كنيم؟ مگر پيامد شوم همچو تماس ها و صحبت ها را در آخر جمهوريت نديديم؟!

در شرايط كنونى، در حاليكه كمپِ مخالفِ طالب هنوز هم متاسفانه از انسجام لازم برخوردار نيست، اولويت ما چيست؟ يا چه بايد باشد؟ داخل شدن در عملگرايي روابط خارجى يا جمع كردن موضع درونى؟ عقل سليم حكم ميكند كه اول بايد در سياست داخلى خود را جمع كنيم؛ طرح مشترک خود را به اساس منافع كلان مردم و كشور برای برون رفت از بحران های بزرگ بشری، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از حاکمیت استبدادی طالبان مشخص سازيم، بعداً متكى به آن داخل عملگرايي روابط خارجى شويم. در غير آن نتائج تعاملات خارجى پراگندهِ كمپِ مخالفِ طالب همان است كه مى بينيم!

جای شک نیست که برای زنده نگهداشتن موضوع افغانستان، به ویژه دردی که زنان و دختران وطن میکشند، در جهانِ پرمشغله امروز باید تا حد امکان با مسوولین طراز اول کشور ها و سازمان های بین المللی مربوطه از نزدیک دید. ولی اضافه از ظواهر این دیدوبازدید ها (اوپتیکس) و نالیدن از طالب، در پاسخ به اینکه به صفت مردم افغانستان چه طرح مشترکی برای برون رفت از بحران های چندلایه داریم، پاسخ ما چیست؟

در پهلوی آن، آیا کله به کله شدن های انفرادی و بعضاً هم چند نفره سیاسیون با ایجنت های شبکه های استخبارتی منطقه و جهان در عقب در های بسته اتاق های هوتل ها و رستورانت ها، به اساس بازی ماست یا در حواشی بازی های آنها؟ با کدام مشروعیت این ملاقات ها صورت میگیرد و اراده مردم أفغانستان در محتویات آن چه نقش دارد؟ اینگونه تعاملات بيرونى بدون یک میکانیزم پاسخگویی به مردم، شاید خواست های شخصی و گروهی را در تطابق با بازی های دیگران برآورده سازد، ولی فضای بی اعتمادی درونى را بیشتر دامن زده و آپوزسيون را پاشان تر میسازد.

جای شک نیست که بحران افغانستان در پهلوی ریشه های داخلی ریشه های عمیق بیرونی دارد، ولی راه حل واقعی آن از رسیدگی به کار درونی آغاز میگردد نه معکوس آن و تاریخ کشور ما نیز گواه این است. اول باید هنر کنارآمدن و ساختن با خود را آموخت بعداً با دیگران، در غیر آن عملگرایی و دوستی و دشمنی در روابط خارجی فاجعه بار خواهد بود.


سیاست