چرا اشغال شوروی اشغال نامیده می شود، اما اشغال آمریکایی نه؟
نویسنده: فرید یونس، استاد بازنشسته انسان شناسی فرهنگی و فلسفه اسلامی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، عضو هیئت مشورتی سنگر
جهان گشايي و لشكر كشي يك موضوع نو تاريخ بشر نبوده است. به بهانه هاي مختلف در طول تاريخ جهان اتفاق افتاده است. در تاريخ معاصر، دوي آن در قرن بيستم در كشور زادگاهم اتفاق اقتاد. از سال ١٩٧٩ تا حال كتاب هاي زياد از اشغال افغانستان توسط قواي سرخ نگاشته شده است. و اما از اشغال افغانستان توسط ايالات متحده امريكا ، تا حال، با اينكه تقريبا بيست سال گذشت كمتر نوشته شده است. دليل آن اين است كه وجه مشترك بين افغانان در در اشغال وجود ندارد. همه افغان ها، اكثر تام به اين باور بودند كه افغانستان توسط اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي اشغال شد و اما همه افغان ها به اين باور نيستند كه افغانستان توسط امريكا اشغال شد.
افغانان، خصوصا آنهاي كه در اروپا و امريكا زندگي ميكردند و در اثر اشغال شوروي به كشور هاي غربي مهاجر شده اند ديدگاه هاي متفاوت دارند. اما از اشغال افغانستان توسط امريكايي ها مستقيم و غير مستقيم پشتيباني كردند. يك عده، گل يخن بيرق امريكا و افغانستان را در كرتي خود نصب كرده بودند. رفت و آمد به افغانستان آغاز يافت. افغان ها با اينكه امريكايي شده بودند يعني تابعيت امريكا را گرفته بودند، بدون حصول ويزه از افغانستان داخل افغانستان مي شدند. زيرا خود را دو تابعيته مي دانند يك عده زياد براي وزارت دفاع امريكا به نام ترجمان و انجنير و مشاور فرهنگي و غيره با حقوق ساليانه بسيار قابل ملاحظه يعني ٢٥٠،٠٠٠ دالر در سال كار گرفتند و اين را وطن فروشي تلقي نميكردند. در امريكا خانه ها خريدند حتي در تركيه و در افغانستان صاحب ملكيت شدند. به خاطر دموكراسي مشت به سينه ميزدند و در اداره كرزي و اشرف غني صاحب كار شدند بدون اينكه دموكراسي را براي افغانستان تعريف كرده باشند و يا اعتراف كنند كه كشور شان اشغال شده است.
خواه مخواه آن عده كه از اشغال افغانستان توسط امريكا پشتيباني كرد زياد تر قشر تحصيل يافته، سيكولر كه به دين چندان علاقمند نبود و در محافل به خاطر كه امريكا دين را از سياست جدا ميدانست، اينها هم دين را از سياست افغانستان جدا مي دانستند.
امريكايي پرستي در امريكا، براي اينكه از شركت هاي امريكايي و دولت براي پروژه هاي شان پول بگيرند به اوج آن رسيده بود. اشخاص مانند اين محقق كه درين رقابت ها نبود ديوانه پنداشته مي شد. كساني كه براي وزارت دفاع امريكا كار ميكرد و هنوز هم كار مي كند روي يك قرارداد كار گرفته بودند و امضاء كرده بودند كه بر عليه امريكا سخن انتقاد آميز نگويند. و تا امروز جرات نه مي كنند تا بر عليه امريكا بطور منفي صحبت كنند.
كودكان در امريكا درين چهل سال تولد شد و اين كودكان با ذهنيت امريكايي بزرگ شدند و نه تنها كه در شركت هاي بزرگ كار گرفتند براي CIA يعني Central Intelligence Agency دفتر استخباراتي امريكا و FBI يعني Federal Bureau of Investigation كه پوليس مخفي داخلي امريكاست كار گرفتند. خواه مخواه چون يك عده دو زبانه بودند يعني فارسي و انگليسي يا پشتو و انگليسي را مي دانستند، اقلا صحبت كرده مي توانستتد اگر نوشته نه مي توانستند "نان شان در روغن" بود و حقوق زياد تر مي گرفتند. بعد از حمله يازده سپتامبر مساجد افغان ها توسط FBI و همين افغانها زير نظارت قرار گرفت. زيرا ميخواستند بدانند كه خطيب چه مي گويد. به همان انذاره كه در زمان اشغال روس مردم در كابل از همديگر هراس داشتند در امريكا با اينكه آزادي بيان و كلام جزء قانون است و اما بين افغانان همان اعتماد مطلق شكست. يك عده خانواده ها مخصوصا با تبليغات كه عيسويان براي دين خود مي كنند و تخريبات كه مطبوعات غرب ماهرانه بر عليه اسلام ميكنند جوانان افغانستان عيسوي شدند. يك عده دختران با اينكه تعداد شان كم است با غير مسلمانان ازدواج كردند. والدين هم خود را خاموش گرفتند. تبليغات ضد اسلام توسط خود افغانان زير چتر آزادي بيان و كلام و آزادي فكر. باعت شد تا خانواده ها كه از فشار الحاد و كفر از افغانستان راه هجرت به پيش گيرند در امريكا به الحاد پيوستند.
اشغال روسيه شوروي زياد تر جنبه ايديولوژيك داشت و چون ايديولوژي از نگاه جامعه شناسي سياسي يك رژيم را به بار مي آورد و مي تواند سرنگون شود. با رفتن امريكايي ها ايديولوژي نرفت و دموكراسي صادراتي كه من آنرا ده سال قبل بي ناموس خواندم با فرهنگ "بي بند و باري" صادر شد. دكتر علي شريعتي جامعه شناس مشهور قرن بيستم دموكراسي را نظام بي بند و بار خوانده بود.
در نظام صادراتي كه به افغانستان صادر شد دو چيز را نداشت: اخلاق و عدالت. زيرا اين دو اصل در دموكراسي وجود ندارد. افغانان در كنفرانس بن اين نظام بي بند و بار را روحيه قومي و قبائلي دادند كه افغانستان را مطلق به ركود مواجه ساخت كه در برگه آينده صحبت خواهيم كرد.