چه کسانی و کدام رهبران به صف مقاومت پیوستند و یا میخواهند بپیوندند که رهبری جبهه مقاومت آنها را نپذیرفته است و یا پنجشیریها مانع حضور آنها در مقاومت شده اند؟
نویسنده: طاها عمر
سازمان های تروریستی افراطی اسلام گرا در حدود سه دهه پیش به خاطر بقا خودشان طالبان را شکل دادند.
طالبان به حمایت مادی ومعنوی کشورهای منطقه وجهان از جمله پاکستان، عربستان، امارات متحده عربی و بریتانیا وامریکا توانستند که فعالیت های خودرا گسترش دهند و حکومت مجاهدین را که رهبری آن خلاف ذوق کشورهای حامی طالبان بود از پایتخت افغانستان بیرون کنند.
اما در برابر این گروه های تروریستی مقاومتی به رهبری احمد شاه مسعود شکل گرفت وتا سال ۲۰۰۱ که مصادف به شهادت وی شد این مقاومت ادامه داشت. در ۲۰ سال حضور جامعه جهانی در راس ایالات متحده امریکا در افغانستان، طالبان وگروه های تروریستی جهانی با کسب حمایت مالی و تسلیحاتی شماری از کشورهای منطقه و وجهان، درامد سرشار از کشت وقاچاق مواد مخدر و تمویل وتجهیز ازداخل نظام افغانستان، این گروه توانست به تاریخ ۱۵ اگست ۲۰۲۱ حکومت را سقوط و دوباره بر افغانستان مسلط شوند.
سران نظام که از قبل در کشورهای بیرونی سرمایه گذاری کرده بودند، پا به فرار گذاشتند و افغانستان به ویژه پایتخت شاهد تراژیدی بی سابقه کشتار شهروندان این کشور بود که از ترس طالبان پا به فرار می گذاشتند.
در این مقطعه حساس تاریخی که نظام از هم پاشیده بود ومعادل ده ها ملیارد دالر اسلحه ومهمات در اختیار طالبان وگروه های تروریستی قرارگرفته بود؛ احمد مسعود برخلاف دیگران از افغانستان فرار نکرد بلکه به ولایت پنجشیر که یکی از پایگاه های مقاومت میباشد، رفت و جبهه مقاومت ملی افغانستان را شکل داد.
سازمان های استخباراتی حامی طالبان ومخالفین داخلی هیچ اتهام وبرچسبی را در اختیار ندارند که علیه رهبری جبهه مقاومت ملی استفاده کنند. زیرا احمد مسعود موقف دولتی نداشته، مورد حمایت نظام های پسا شهادت قهرمان ملی افغانستان قرار نگرفت وحتی در دو سال اخیر حکومت اشرف غنی مورد تهدید وترورهای متعدد قرار گرفت که الحمدولله از اکثر این توطه ها جان به سلامت برد.
درکنار توطئه های که شماری از کشورهای جهان، منطقه و گروه های تروریستی از جمله طالبان برضد جبهه مقاومت دارند؛ یکی از شیوه های آن ایجاد اختلاف و شایعه پراگنی می باشد که شکل دادن چند جبهه مبهم و گمنام که هیچ گونه آدرس، مشخصه وپایگاهی واقعی نداشته، در افکار عمومی به ویژه رسانه های اجتماعی به تبلیغ علیه جبهه مقاومت می پردازند.
برعلاوه، شماری از مدعیان دروغین مقاومت؛ جبن، ترس، فرار، معامله، حفظ سرمایه، منافقت و بزدلی و دهها کثافت کاری خودرا طوری توجیه میکنند که گویا کسانی مانع سهیم شدن آنها در مقاومت میشوند.
از این بزرگواران باید پرسید:
چه کسانی و کدام رهبران به صف مقاومت پیوستند و یا میخواهند بپیوندند که رهبری جبهه مقاومت آنها را نپذیرفته است و یا پنجشیریها مانع حضور آنها در مقاومت شده اند؟
مقاومت در برابر اشغال، تعدی و تجاوز مسئولیت تمام آزادی خواهان و عدالت خواهان است.
مقاومت قربانی میخواهد که شمار زیادی از هموطنان مان به ویژه خواهران و مادران ما این گونه قربانیها را متحمل شدند و این جان بازیها جریان دارد.
مقاومت؛ مشقت، گرسنگی، کوه بهکوه گشتن و انواع محنت، رنج و مصیبت در پی دارد که همه روزه مقاومتگران ما به چنین وضعیتی مواجه اند.
مقاومتگران سرهای خود را بر کف گرفته و قربانی میدهند.
مقاومت تقسیم سرمایه میان یک قوم و محروم ساختن سایر اقوام نیست که پنجشیریها، بدخشانی ویا بغلانیها آنرا انحصار کرده باشند و مانع سهمگیری دیگران شوند.
مقاومت دفاع مقدس است از جان، مال، ناموس، هویت و جغرافیای مردم مظلوم.
چه کسی در این قربانی شریک شدنی است که دیگران مانع شان شده باشند؟
گروههای تروریستی و اشغالگران در فکر نفاق افگنی، تضعیف، سرکوب و نابودی مقاومتگران اند که ما نباید ابزار دست آنها باشیم.
و دگر اینکه مقاومت منحصر به پنجشیر نیست.
اینگونه که شما عقدهمندانه طرح مسئله میکنید، قربانیهای خواهران هرات، بلخ، کابل، بدخشان، پروان، کاپیسا و سایر مناطق را کوچک و محلی میسازد.
اینگونه قضاوتها در واقع رشادتها، قربانی دادنها و جانبازیهای مقاومتگران اندرابها، خوست، گذرگاه نور، جلگه، یرم، کشنده، کوهبندها، سالنگها، جبلالسراج و سیدخیل، مناطق شمال کابل، دره صوف پایان و بالا، بلخاب، رستاق، شهر بزرگ، راغها و دهها مناطق دگر افغانستان را هیچ دانستن است.
ناصحان و خیر اندیشان از رهبری مقاومت باید بخواهند:
1. رهبری جبهه مقاومت ملی به تلاشهای خود در راستای سرتاسری سازی دفاع مقدس ادامه دهد.
2. رهبری جبهه مقاومت تلاش نماید تا سایر نیروهای بالقوه مقاومت را وارد مقاومت فعال سازد.
3. از سران اقوام و شخصیتهای موثر دعوت نماید تا در مقاومت سهیم شوند.
4. رهبری جبهه مقاومت، سبوتاژ و نفاق افگنیهای مدعیان رهبری را به وسایل ممکن خنثی سازد.
5. رهبری جبهه مقاومت از «رهبران فراری» بخواهد تا اندکی از سرمایههای بادآوردهی شان را در مقاومت هزینه کنند.
6. رهبری جبهه مقاومت برای فراریها مجال ندهد تا در صفوف مقاومت نفاق افگنی کنند.
7. رهبری جبهه مقاومت، حد اقل به افشای معاملهگری و مزدوری رهبران و رهبرزادهگان فراری بپردازد که در سقوط کشور نقش داشتند و تا کنون دست خیانت از مقاومت بر نمیدارند.
8. جبهه مقاومت باید مدعیان رهبری را افشا نماید که به خاطر فرارشان از مقاومت و عدم حضورشان در صف مقاومت، چگونه توطئهگری و دروغبافی میکنند.
9. جبهه مقاومت باید رهبران و رهبر زادهگانی را افشا نماید که بهخاطر اشتراک در مقاومت؛ تکت بزنس کلاس دوطرفه طیاره، هوتل پنجستاره، پروتوکول و امتیازات هنگفت مادی میخواهند.
و دهها موضوع و مورد دیگر از این قبیل…
*این سازمان به دلیل فعالیت های تروریستی تحت تحریم های سازمان ملل است.