آسیای مرکزی بار دیگر به محل "بازی بزرگ" - رقابت ژئوپلیتیکی شدیدی بین شرق و غرب تبدیل شده است.

نویسنده: آندری سرنکو، رئیس مرکز مطالعات سیاست افغانستان (روسیه)

متن کامل نظر من برای رسانه محترم قزاقستان - Exclusive ("اختصاصی")

منطقه آسیای مرکزی امروز، به قول آمریکایی ها، در حال تبدیل شدن به "دختری است که همه می خواهند". در واقعیت های جدید ژئوپلیتیکی که پس از بهار 2022 پدیدار شد، آسیای مرکزی و کشورهای منفرد آن به عنوان یک کل جایگاه مهمی را به عنوان منطقه ای مؤثر بر مشکلات جهانی و بالاتر از همه، مشکل رقابت جدید بین غرب و شرق به دست آوردند.

برای روسیه، منطقه آسیای مرکزی یک عقبه استراتژیک است که از طریق آن، وظایف پشت سر گذاشتن تأثیر منفی تحریم های اقتصادی غرب از طریق آن حل می شود. در کنار "کانال‌های ارتباطی" با ایران از طریق دریای خزر و حمایت چین، لجستیک آسیای مرکزی به یک "راه نجات" واقعی برای روسیه تبدیل شده است. بنابراین مسکو به دنبال حفظ و تقویت کنترل چند سطحی خود بر این منطقه است.

به همین دلیل - اهمیت منطقه آسیای مرکزی برای روسیه - نمایندگان و نهادهای بلوک غرب که جنگ ترکیبی با مسکو به راه انداخته اند، در اینجا فعال تر شده اند. آنها به دنبال تضعیف هر چه بیشتر مواضع روسیه در منطقه آسیای مرکزی هستند، اگر نگوییم فروپاشی، و با ارائه پروژه های توسعه جایگزین خود به نخبگان محلی، که در عین حال، نمی‌توان آنها را ناموفق خواند، از اهرم های فشار بر آنها استفاده می کنند (در درجه اول از هزینه اموال، املاک و حساب های بانکی واقع در کشورهای غربی).

علاوه بر این، ایالات متحده و متحدانش در تلاش برای تقویت توانایی های خود در منطقه آسیای مرکزی در بازی رو به رشد با چین هستند. بدیهی است که رویدادهای اصلی در این رقابت هنوز در پیش است، شاید پس از پایان مرحله حاد درگیری روسیه و اوکراین باید منتظر آنها بود. با این حال، استراتژیست های دوراندیش در واشنگتن، لندن، بروکسل و سایر پایتخت های اروپایی در حال حاضر در تلاش هستند تا زیرساخت جدیدی برای تحت فشار قرار دادن موقعیت پکن در این بخش از فضای پساشوروی ایجاد کنند.

آسیای مرکزی بار دیگر به سکویی برای "بازی بزرگ" - یک رقابت ژئوپلیتیکی شدید بین شرق و غرب تبدیل شده است. این هم مزایا و هم معایب خود را دارد. یکی از مزیت ها، فرصتی است که کشورهای منطقه با اختلاف های مسکو، پکن و رقبای غربی خود بازی کنند. این نویدبخش سرمایه گذاری های جدید، حمایت سیاسی و فرصت های توسعه جدید برای رهبری کشورهای آسیای مرکزی و نخبگان محلی است. از جنبه منفی این است، که نخبگان محلی یکرو یا بیش از حد حریص در قالب تحریم ها، تهدید به «انقلاب رنگی» و حتی استفاده آشکار از نیروی نظامی، سرکوب می شوند. از جمله گروه های غیرمتعارف، به عنوان مثال، در قالب گروه های جهادی مختلف که در افغانستان مستقر هستند، اما به دنبال گسترش در آسیای مرکزی هستند.

به عبارت دیگر، شرایط، نخبگان منطقه را مجبور می کند تا حداکثر کشش و انعطاف پذیری ستون فقرات را توسعه دهند تا از تهدیدات منفی جلوگیری کنند و در عین حال مزایایی را که مستقیماً از تمایل شرکت کنندگان "بازی بزرگ" برای جلب رضایت قبایل حاکم آسیای مرکزی و افکار عمومی در دستان آنها سرازیر می شود، از دست ندهند.

اکنون ما این فرصت را داریم که نمایشی از این "برازندگی سیاسی" را در زمان واقعی مشاهده کنیم. بیایید ببینیم که در نهایت چه کسی موفق می شود در این روند جذاب به تعادل کامل برسد.

تأثیر عامل افغانستان بر اوضاع آسیای مرکزی کاملاً آشکار و شدید است. افغانستان بیش از دو سال است که تحت کنترل بزرگترین سازمان تروریستی بین المللی است که به ایدئولوژی جهاد می پردازد. ده ها هزار شبه نظامی از آسیای مرکزی در خاک افغانستان مستقر هستند. این یک عامل دائمی فشار بر منطقه است، تفنگی که در صحنه سیاسی محلی آویزان است. و طبق قوانین درام یک روز شانس تیراندازی‌اش بسیار جدی دارد.

کشورهای آسیای مرکزی هر کدام به روش خود سعی در توقف این تهدید دارند. به عنوان مثال، تاجیکستان بر حمایت از نیروهای مقاومت نظامی افغانستان در برابر رژیم طالبان تکیه کرده و این نیروها را ذخیره ای برای پوشش خارجی مرزهای دولتی و بازدارندگی تروریست ها می داند.

ازبکستان و قزاقستان، برعکس، با ابتکارات تجاری و اقتصادی و وعده‌های حمایت مالی، تلاش می‌کنند رهبری جهادی طالبان را راضی کنند. عجیب است که خود طالبان چنین اعمالی را نوعی پرداخت جزیه - مالیاتی ویژه برای امنیت - می دانند.

در مرحله کنونی، زمانی که رهبران طالبان به استراتژی ثروتندوزی فعال شخصی پایبند هستند، تلاش برای مماشات اقتصادی با آنها، از طریق رشوه دهی مستقیم، ممکن است موفقیت آمیز باشد. اما اینکه چقدر ادامه خواهد داشت یک سوال جدی است. ضرب المثل روسی در مورد گرگ، که هر چقدر هم که غذا می دهید، باز هم به جنگل نگاه می کند، اغلب در سیاست صادق است.

به نظر من، تهدید جهادی برای منطقه آسیای مرکزی چشم اندازی برای تقویت دارد. علاوه بر این، این ابزار نه تنها توسط رادیکال‌های مذهبی آشتی‌ناپذیر، بلکه توسط سرویس‌های اطلاعاتی برخی کشورهای غربی و منطقه‌ای که سابقه همکاری طولانی با افراط‌گرایان اسلامی دارند نیز قابل استفاده است.

اگر معلوم شود که گروه‌های حاکم در کشورهای آسیای مرکزی چندان به پیشنهادات شرکت‌کنندگان خارجی در "بازی بزرگ" واکنش نشان نمی‌دهند، جوامع جهادی که نیروها و منابع را زیر چتر دیکتاتوری طالبان در افغانستان انباشته می‌کنند ممکن است علیه آنها استفاده شود.

به هر حال، اولین سیگنال های هشدار دهنده در این زمینه برای تاجیکستان و قزاقستان در حال ظاهر شدن است. امیدواریم این کشورها و در کل منطقه بتوانند از منفی ترین سناریوها برای توسعه شرایط جلوگیری کنند.

 

 


سیاست

مقاومت دوم

27-ارديبهشت-1405 By admin

چرا «خراسان»، نه «افغانستان»؟

«آنچه را برای خود نمی‌پسندی، برای د

ژئوپلیتیک

30-ارديبهشت-1405 Hits:4738 ژئوپلیتیک By admin

بدخشان؛ گره‌گاه رقابت‌های پنهان

دستگاه‌های استخباراتی جهان چگونه از ضعف

دین

12-ارديبهشت-1405 By admin

چرا من مذهب ندارم؟

امروز که سنی ها در پشت ایران ایستاده نیس