نگاه ارتش روسیه به طالبان مملو از سوء ظن است و تعاملات آنها سرد و هشداردهنده!
نویسنده: احمد شعیب نعیمی، تحلیلگر ، مخصوص برای "سنگر"
روسیه، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر اتحاد شوروی، فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشت. این کشور از نگاه وسعت سرزمینی مقام نخست را دارا میباشد و جمعیت آن نزدیک به 149 میلیون نفر میرسد که مسلمانان نیز جمعیت قابل ملاحظه ای در این کشور پهناور دارند.
آغاز روابط روسیه با خراسان/افغانستان به شروع بازی بزرگ( تصرف کشورهای آسیای مرکزی و تشکیل کشور حائل میان روسیه تزاری و بریتانیای کبیر) بر می گردد. با روی کارآمدن بلشویکها، فکر رسیدن به اوقیانوس هند در کرملین پرورده شد و از اینجا بود که پیش زمینه هایی برای علاقه روز افزون این کشور، منحیث هسته مرکزی اتحاد جماهیر شوروی، به کشور ما ایجاد شد تا اینکه به اشغال نظامی کشور ما از سوی اتحاد جماهیرشوروی منجر گردید.
از اشغال نظامی کشور ما توسط شوروی ها، بیش چهل سال سپری شده است. بسیاری ها را در روسیه باور به این است که اشغال نظامی افغانستان، تصمیمی بود که توسط یک حلقه کوچکی گرفته شد. اندکی پس از اخراج نیروهای شوروی از کشورما، فروپاشی همه جانبه فرا رسید.در روسیه به آن، سالهای 90 گفته میشود. این دوران، تا سالهای 2000 که ولادمیرپوتین به قدرت رسید، ادامه پیدا کرد. از این دوره، به عنوان یکی از تلخ ترین دوره های تاریخ معاصر روسیه یاد میشود. در این مقطع زمانی، که کشور ما تحت اشغال نیروهای نیابتی پاکستان (طالبان) قرار داشت، روسیه به رغم مشکلات داخلی خود، از جبهه متحد ملی ضد طالبان حمایت کرد.
آسیای مرکزی حیاط خلوت روسیه به شمار میرود و یکی از دلایل مهم علاقمندی این کشور به موضوعات افغانستان به همین امر پیوند دارد. در واقع، نگاه روسیه به کشور ما بیشتر امنیتی بوده است. روسیه با تحت نظر داشتن افغانستان، میخواهد از گسترش ناامنی، بی ثباتی، مواد مخدر و دیگر پدیدههای خطرآفرین به آسیای مرکزی جلوگیری کند که در قدم بعد میتواند به مرزهای سرزمین اصلی روسیه برسد.
بعد از سرنگونی رژیم طالبان در سال ۲۰۰۰، روسیه یکی از کشورهایی بود که از روند سیاسی جدید به رهبری امریکا در افغانستان حمایت نمود که از آن به عنوان تمایل روسیه به تعامل با غرب در سیاست کلانی جهانی تعبیر میش. تا این که در سال 2008 جنگ گرجستان واقع شد و منجر به تیرگی روابط روسیه با غرب گردید. امری که باعث گردید حمایت روسیه از روند سیاسی در افغانستان با محوریت امریکا کم رنگ شود. با تغییرات سیاسی در اوکراین و ضمیمه ساختن کریمیه به خاک روسیه در سال 2014، روابط روسیه با غرب به نازلترین سطح رسید و تا سقوط دوباره کشور به دست طالبان، این وضعیت ادامه پیدا کرد. هر چند در ظاهر بعضی حرکتهای دیپلماتیک و سفرهای تشریفاتی انجام می شد، اما روابط معناداری میان روسیه و کشور ما وجود نداشت.
نگاه روسیه به کشور ما بعد از آگست 2021:
بعد از به قدرت رسیدن دوباره طالبان، نگاه روسیه به کشور دچار تغییر و دگرگونی شد. در سطح دیپلماتیک، روابط گرمی بین کابل و مسکو برقرار شد اما در سطوح نظامی و استخباراتی نگاه متفاوتی وجود داشته است. در واقع نگاه نظامیان روسی به طالبان پر از سوءظن بوده و برخوردها سرد و هشدارآمیز!
وزارت خارجه:
دستگاه دپیلماسی روسیه مانند بسیاری از کشورهای دیگر منطقه با خوش بینی مفرط به قضیه برخورد نمود.سفارت روسیه در کابل فعال نگهداشته شد و رفت و آمدهای دپیلماتیک هم ادامه یافت. البته نقش شخص ضمیر کابلوف نماینده خاص پوتین را هم نمی توان نادیده گرفت. ضمیر نبی یوویچ کابلوف 70 ساله را میتوان معمار رابطه روسیه با طالبان نامید. او که به زبان فارسی خوب سخن می گوید، توانست با استفاده از نفوذ خود، بسیاری از کشورهای آسیای مرکزی را به مسیر همکاری با طالبان بکشاند.
بعضی ها به این باوراند که تلاش دستگاه دیپلماسی روسیه برای گرم نگهداشتن روابط با طالبان ریشه در ناگذیری روسیه دارد که با شروع جنگ اوکراین این کشور را در وضعیت دشواری قرار داده است. وضعیتی که هراس از گشوده شدن یک جبهه جنگی دیگر در مرز جنوب شرقی در آن نقش تعیین کننده دارد.
روسیه تا آنجا در حفظ وضعیت حاکم بر روابطش با طالبان پیش رفته که در حتی در مقابل تحریکاتی آشکاری همچون انفجار در مقابل سفارت روسیه در کابل و کشته شدن دیپلمات های روس، حوادث قزاقستان، راکتی پراگنی طالبان به ازبیکستان و چند حمله بالای تاجیکستان هم پاسخ نداده است.
ناظران به این باوراند که لحن وزارت خارجه روسیه اخیرن تغییر کرده است و به احتمال زیاد پس از برگزاری انتخابات ریاست تغییراتی در دستگاه دیپلماسی روسیه رونما شود که هدف آن همسو ساختن نگاه وزارت با وزارت دفاع و شورای امنیت خواهد بود.
نظامی ها:
در میان نظامیان، نیکولای پاتریشف مشاور شورای امنیت ملی روسیه، دومین شخص قدرتمند بعد از پوتین به شمار میرود، که احتمالا جانشین پوتین خواهد بود، نقش تعیین کننده دارد.او در باره طالبان و دیگر هراس افگنان نگاه روشن و موضع قاطع دارد. گفته می شود که شخص پوتین هم با مشاور شورای امنیت ملی در باره طالبان همنظر است.
پاتروشوف، نگاه مثبتی به کشورهای تاجیکستان، شخص امام علی رحمان رئیس جمهور آن (که حامی قاطع جریان اصلی جبهه ضد طالبانی یعنی جبهه مقاومت ملی به شمار می رود) و ایران دارد و هر از گاهی به این کشورها سفر نیز می نماید. صاحب نظران در روسیه به این باور اند که نظامیان به رهبری پاتریشف بعد از ختم مسئله اوکراین به احتمال بسیار زیاد سناریوی سوریه را با همکاری ایران در افغانستان در مقابل هراس افگنان تکرار خواهند کرد.






