دیگر هیچ توجیهی برای موجودیت پاکستان در این بی نظمی وجود ندارد.
نویسنده: عارف حسن خان آخندزاده، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل منطقه ای، عضو شورای مشورتی سنگر
این روزها یک پروفیسور پیر پنجابی پاکستانی مقیم سویدن بنام اشتیاق احمد کتاب و ویدیویی منتشر کرده است که در آن مدعی است "افسانه" محمد علی جناح بنیانگذار پاکستان، و مقاصد واقعی او در پُشت اعمال که او به خاطر آن در تاریخ شناخته شده است را در میان حلقات خاص "سکولار" بورژوازی پاکستان از بین برده است. بعضی ها سعی می کنند این تصور را بدهند که جناح بعداً از اعمال خود پشیمان شده است، اما اشتیاق ادعا می کند که چنین پشیمانی از جانب جناح وجود نداشت و او کاملاً متمرکز به کاری بود که انجام می داد.
این ادعا درست به نظر میرسد، مگر این برای من هنوز هم واضح نیست که اراده اشتیاق در ارائه این استدلال ها چه است و او امید دارد که از آنها چه بدست بیاورد. گفتار او تحریف شده و متناقض به نظر میرسد. در اظهارات او تناقض و سردرگمی وجود دارد. او در حالیکه از دیدگاه "هند متحد" دفاع میکند، مانند بسیاری از هندی های قومی که از "نظریه" پاکستانی ناامید شده اند، در تلاش است تا به جایی جناح معذرت بخواهد. در هر صورت، او یک نظریه نادرست را در حالیکه همزمان تلاش میکند تا آنرا حمایت کند، رد میکند. این وضعیت خنده دار است که اکثر بحث کنندگان پاکستانی خود را در آن قرار میدهند.
به نظر من جناح قصد ایجاد پاکستان را داشت، در این شکی نیست. اما، یک حقیقت کمتر شناخته شده این است که او خیلی دیر (در اوایل دهه ۱۹۴۰) و با اصرار اربابان بریتانیایی اش تصمیم گرفت تا پاکستان را ایجاد کند. بعد واضح شد که تسلط بیشتر بریتانیا در هند به علت جنگ جهانی دوم ناممکن بود. بریتانیا به وسیله دیگری برای حمایت از جاه طلبی های جیوپولیتیک خود در این بخش از جهان نیاز داشت.
همچنان واضح است که این جاه طلبی ها دیگر به هدف محافظت از امپراطوری هند بریتانیایی نبود. انگلیس ها به محافظت برتری غرب بر منابع نفتی شرق میانه در رقابت با اتحاد شوروی میاندیشیدند. در این ستراتیژی، پاکستان منحیث یک دولت گارنیزیوننی، که از سوی خارجی ها حفظ و توسط یک شبکه نخبگان خوشامدگوی بیروکرات ها و سیاستمداران نظامی و ملکی اداره میشد، نقش کلیدی را بازی کرد. این وسیله بعداً توسط بریتانیایی های ضعیف شده به حامی آینده - ایالات متحده تحویل داده شد.
انگلیس و امریکا همچنان از یک نهاد سیاسی مستقل و متحد هندی تحت رژیم کانگرس با قدرت مستقل، پوپولیسم و تمایلات شورو ی، که برایشان باید تعادل ایجاد میکردند، هراس داشتند. پس از ختم جنگ جهانی دوم، برنامهریزان غربی، اسلام را یک تعادل مفید برای کمونیسم میدانستند و مفهوم پاکستان فرصتی برای بهرهبرداری از آن فراهم کرد. در جریان جهاد افغانستان از سال ۱۹۸۰، دولت پاکستان چهره گانگستری پیدا کرد.
در سال ۲۰۲۲ ، استراتژی ژئوپولیتیک جهانی با آغاز جنگ در اوکراین برای اولین بار از سال ۱۹۴۵ تغییر کرد. در نتیجه، بیهوده بودن طرح پاکستان آشکار شد و حامیان سابق غربی شروع به فاصله گرفتن از آن کردند. به نظر می رسد هیچ تحلیلگر پاکستانی و پنجابی به شمول اشتیاق به این عامل مهم اشاره نمی کند.
بالاخره، هر چه دیدگاه های اشتیاق احمد باشد، برای من، به عنوان یک ایرانیاصل که ریشه های خود را می شناسد و به میراث خود متعهد است، ایده بازگشت به یک هند متحد، حداقل در داخل سرزمین های سمت چپ رودخانه سند، کاملاً غیرقابل قبول است. آن ساحات که از نظر قومی هندی هستند حق دارند که در مورد چنین اتحاد مجدد هر دیدگاه داشته باشند. اما اشخاصی چون اشتیاق حق ندارند مرا و هموطنانم را هندی و اهداف مشابه به تصویر بکشند.
دولت پاکستان از زمین های ما به عنوان مناطق حایل به نفع اربابان انگلیسی-امریکایی خود استفاده کرد که این امر قابل بخشش نیست. چارچوب پاکستان هیچگاه برای هویت واقعی شخصی تاریخی من و هویت اجداد من که هزاران سال در منطقه ما ساکن بودند هیچ معنی نداشته است. و حالا مفهوم جدید یک هند متحد بدون زحمت بیشتر کاملاً غیرضروری است و ما باید از راه های جداگانه خود پیش برویم. اشخاصی مانند اشتیاق احمد در صدد ارایه تصویری ناامید کننده، یک جانبه و نادرست، جعل حقایق تاریخی و واقعیت های موجود هستند.






