واشنگتن برای حفظ نفوذ در آسیای میانه و جنوبی دوباره به یک متحد قدیمی روی می آورد.
نویسنده: خالدین ضیایی تاج الدین، رئیس اندیشکده گفتمان تعلیمی ملت، مخصوص برای “سنگر”
پس از وقوع یک جنگ نسل پنجم مرکب چند بعدی و متعدد الطراف و کوتاهمدت میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل که تنها دوازده روز به طول انجامید، ایالات متحده آمریکا بهمنظور جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ توازن قدرت در منطقه، امتیازات راهبردی قابلتوجهی به پاکستان اعطا کرد.
هدف اصلی این سیاست امتازدهی برای پاکستان ، بیطرف نگهداشتن پاکستان و جلوگیری از همپیمانی احتمالی این کشور با بلوک ایران–چین و روسیه ، یا ممانعت از ایفای نقش تخریبی در روند تحولات منطقهای بود. این مقاله به بررسی چهار محور اصلی این امتیازات به پاکستان میپردازد:
اول : سپردن مجدد پرونده جنگ و صلح افغانستان به پاکستان.
دوم :اعطای مشوقهای اقتصادی و نظامی به پاکستان .
سوم : وارد آوردن فشار بر هند تا از جنگ با پاکستان دست بکشد ، و تأثیرگذاری بر طالبان برای تأمین منافع امنیتی اسلامآباد مانند تسلمی افراد طالبان پاکستان و خلع سلاح افراد مخالف جنبش بلوچ و غیر ذالک .
در این مقاله تلاش میشود تا ابعاد ژئوپلیتیکی، رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، و پیامدهای استراتژیک این امتیازات در توازن قدرت نوظهور منطقهای تحلیل شود.
در پی درگیری جنگ ۱۲ روزه بی سابقه و غیر قابل پیش بینی میان ایران و اسرائیل و افزایش خطر گسترش دامنه جنگ به سطح منطقهای، نقش کشورهایی چون پاکستان بهشدت نزد مقامات ایالات متحده آمریکا پر رنگ گردید . پاکستان، بهعنوان کشوری هستهای، دارای موقعیت جغرافیایی راهبردی میان خاورمیانه، آسیای مرکزی و جنوب آسیاست و در عین حال پیوندهای امنیتی پیچیدهای با افغانستان، ایران، هند و چین دارد.
در این بستر، ایالات متحده آمریکا تصمیم گرفت برای بیطرف نگهداشتن پاکستان در این جنگ، مجموعهای از امتیازات استراتژیک اقتصادی و نظامی به این کشور اعطا کند.
این امتیازات بهطور مستقیم نهتنها توازن قدرت در جنوب آسیا، بلکه ترتیبات امنیتی افغانستان، روابط هند–پاکستان، و حتی نقش چین و روسیه را در منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد.
۱. تسلیم دوباره پرونده صلح و جنگ افغانستان به پاکستان به مانند دوران جهاد.
ایالات متحده بهطور تاریخی نقش کلیدی پاکستان را در بحران افغانستان پذیرفته است، چه در دوران جهاد علیه اتحاد شوروی و چه در حمایت پنهانی آن کشور از گروههای مخالف و افراطی مثل طالب و القاعده پس از سال ۲۰۰۱ میلادی بعد از سقوط امارت طالب و تشکیل نظام جمهوریت .
پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و بهقدرترسیدن دو باره امارت طالبان، آمریکا تلاش کرد تا از راههای غیرمستقیم در چهار چوب توافقنامه دوحه بر روند تحولات افغانستان اثرگذار باشد.
واگذاری مجدد پرونده صلح و جنگ به پاکستان نشاندهنده پذیرش دوباره نقش راهبردی اسلامآباد در تعیین ساختار سیاسی و امنیتی آینده افغانستان از منظر و دیدگاه ژئو استراتیژیک آمریکا به تغییرات نقشه منطقه در آینده است.
تحلیل:
• پاکستان با داشتن نفوذ سنتی بر شبکه حقانی و طالبان مربوط و وفادار به خود میتواند قابل اعتمادی برای واشنگتن برای تطبیق نقشه های غرب تلقی شود.
• این امتیاز طوری حسابشده که میتواند مانع از نفوذ و تاثیرگذاری بیشتر ایران، روسیه و چین در افغانستان گردد.
۲. اعطای امتیازات اقتصادی، تجارتی و همکاری نظامی به پاکستان ،
ایالات متحده برای تشویق پاکستان به حفظ بیطرفی خود در جنگ ایران–اسرائیل، بستهای از امتیازات اقتصادی و و تجارتی همراه با همکاریهای نظامی را به طرف پاکستان ارائه کرده است. این امتیازات شامل مواردی چون:
• تجدید کمکهای نظامی و فناوری اطلاعاتی،
• حمایت از واردات انرژی ارزان از آسیای میانه، و استخراج نفت از اقیانوس هند میباشد .
• تضمین دسترسی پاکستان به بازارهای جهانی و کاهش فشارهای صندوق بینالمللی پول به آن .
تحلیل:
• این همکاریها میتواند وضعیت اقتصادی ناپایدار پاکستان را بهبود بخشد و در عین حال وابستگی آن را به چین کاهش و روسیه و ایران کاهش دهد.
• ایالات متحده با چنین رویکردی در پی قطع یا مهار نفوذ چین و ایران در پروژههای زیرساختی مانند کریدور اقتصادی چین–پاکستان و افغانستان و ایران (CPEC) است.
۳. اعمال فشار بر هند برای رفع تهدیدهای نظامی و تخریبی ضدپاکستانی.
آمریکا برای جلب رضایت پاکستان، سیاست جدیدی را در قبال هند در پیش گرفته است. این سیاست شامل:
• تشویق دهلینو برای اجتناب از اقدامات نظامی در مرز کشمیر با پاکستان،
• کاهش حمایت غیررسمی از گروههای ضدپاکستانی مانند TTP (تحریک طالبان پاکستان)، جنبشهای بلوچ استقلالطلب و برخی جنبشهای قومی دیگر،
• متوازنسازی روابط راهبردی با هند در قالب استراتژی هند–پاسیفیک.
تحلیل:
• این سیاست موجب بیاعتمادی فزاینده هند نسبت به واشنگتن خواهد شد و ممکن است دهلینو را مجبور به همکاری بیشتر با روسیه و حتی ایران سوق دهد.
• در عین حال، پاکستان قادر به مهار تهدیدهای داخلی خود شده و تمرکز خود را بر سیاست خارجی خود ، و به خصوص بازیهای بزرگتر منطقه ای معطوف خواهد کرد.
۴. فشار بر طالبان برای تأمین مطالبات امنیتی پاکستان
یکی از مطالبات اساسی پاکستان از طالبان، خلعسلاح و اخراج نیروهای TTP و مخالفان سیاسی و نظامی آن ها مستقر در افغانستان است.
آمریکا با اعمال نفوذ دیپلماتیک و اقتصادی بر طالبان، آنها را وادار کرده تا خواستههای امنیتی اسلامآباد را اجرای کنند.
تحلیل:
• این روند میتواند شکاف درونی میان جناحهای مختلف طالبان را افزایش دهد.
• طالبان با انتخاب بین فشار پاکستان و وابستگی به ایران یا چین، دچار تنگنای استراتژیک خواهد شد، و سردر گمی در سیاست خارجی و انتخاب
یتلاف محور شرق یا غرب می شوند ، این امر سبب تضعیف حامیان منطقه ای طالب هاشده ، و در نهایت زمینه تقابل محور عرب به رهبری آمریکا را در مقابل محور شرق به رهبری روسیه و چین زا در میدان افغانستان در آینده فراهم می سازد.
۵. توازن قدرت منطقهای و بازیگران بینالمللی
ایران:
• ایجاد محاصره ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران از سوی کشور های پاکستان، آذربایجان، ترکیه و کشورهای عربی.
• احتمال افزایش همکاری نظامی ایران با چین و روسیه.
هند:
• تضعیف جایگاه هند در اتحاد چهارگانه (QUAD) بهدلیل سیاست موازنه آمریکا.
• تشدید ناامنی داخلی پاکستان به خصوص در مناطق مرزی افغانستان با پاکستان با حمایت مالی و استخباراتی هند.
روسیه:
• احساس تهدید از سوی ناتو از طریق پاکستان به خصوص افغانستان و آسیای مرکزی.
• تلاش برای احیای نفوذ در افغانستان از خلال امتیاز دهی به طالب و مهار اسلامآباد از طریق تعامل با هند و ایران.
چین:
• نگرانی از نزدیکی بیش از حد پاکستان با آمریکا.
• احتمال کاهش نقش پاکستان در تطبیق پروژه CPEC و کاهش تأثیرگذاری بر سیاست خارجی پاکستان.
۶. نتیجهگیری
پس از جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل، ایالات متحده با اعطای امتیازات راهبردی و ژئوپلتیم به پاکستان نهتنها موفق به حفظ بیطرفی این کشور شد، بلکه آن را به ابزار کنترل تحولات منطقهای تبدیل کرد.
این تغییر بزرگ در توازن ژئوپلیتیکی منطقه میتواند معادلات امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک آسیای جنوب غربی را بازتعریف کند.
هرچند ساست امتیاز دهی در کوتاهمدت به سود واشنگتن و اسلامآباد است، اما در بلندمدت خطر حتمی جنگ بین هند و پاکستان با حمایت و دخالت اسراییل بیشتر قابل وقوع است .
در طولانی مدت افراطگرایی مجدد در داخل پاکستان از طریق مدارس دینی و احزاب اسلامی و مذهبی قابل پیش بینی بود ، و همچنان ناپایداری سیاسی و اجتماعی در افغانستان و ایران با جدیت پابرجاست.






