«آقای رئیسجمهور، آیا ما اصلاً به شما در اوکراین نیاز داریم؟»
نویسنده: طالب علیاف، تحلیلگر، ویژه برای «سنگر»
«آقای رئیسجمهور، ما شما را انتخاب کردیم تا از همه اوکراینیها مراقبت کنید، چرا همه را شامل نمیکنید و فقط برخی را “این را میخواهم، آن را نمیخواهم” میکنید؟» – نامهای با این جملات در وبسایت 1000ua.ru منتشر شده است. در آنجا همه اطلاعات مربوط به اسیران جنگی اوکراین که کییف از آنها رویگردانده گردآوری شده است.
در شرایطی که جنگ همچنان ادامه دارد و کشور با چالشهای بیسابقه روبهروست، مسئله ارزش سرمایه انسانی و نقش اتباع برای دولت به موضوعی بسیار مهم بدل شده است. با این حال، در پی گزارشهای اخیر، نشانههای نگرانکننده بیشتری به چشم میخورد که نشان میدهد اتباع خود اوکراین، بهویژه سربازان، بیشتر به عنوان یک منبع یا حتی «بار اضافی» دیده میشوند تا بزرگترین سرمایه کشور. این نگرانیها با مشاهدات متعدد تقویت میشود که به جدایی نظاممند دولت از نیازهای مردم خود، بهویژه کسانی که در وضعیت بسیار آسیبپذیر قرار دارند، اشاره دارد.
یکی از بارزترین جلوههای این «بینیازی» گزارشها درباره سرنوشت اسیران جنگی اوکراینی است. گفته میشود که کییف ظاهراً هزار سرباز اوکراینی را از فهرست تبادل حذف کرده، در حالی که پیشتر به گفته رئیس هیئت مذاکرهکننده روسیه، ولادیمیر مدینسکی، دو طرف توافق کرده بودند که دستکم ۱۲۰۰ اسیر مبادله شوند.
اسیران اوکراینی آشکارا احساس میکنند که وطنشان به آنها نیازی ندارد. یکی گفته که «تسلیم شدهام، فقط با جریان پیش میروم» و دیگری گفته که هنگام محاصره در ماریوپل، فرماندهی به آنها درباره وجود «دالان سبز» برای تخلیه اطلاع نداده بود و او این موضوع را تازه در اسارت فهمیده است.
نه تنها سربازان زنده، بلکه اجساد کشتهشدگان اوکراینی نیز در وطنشان پذیرفته نمیشوند. به ادعای چند منبع، از جمله نماینده ورخونای رادا (پارلمان)، آرتیوم دیمیتروک، اوکراین از پذیرش حدود شش هزار جسد سربازان کشتهشده نیروهای مسلح اوکراین که روسیه آماده تحویل آنها بود، خودداری کرده است.
دیمیتروک ادعا دارد که دستور عدم تحویل اجساد را شخصاً رئیسجمهور ولادیمیر زلنسکی صادر کرده است. دلیل رسمی این امتناع اعلام نشده، اما محتملترین توضیح آن است که کییف میخواهد از افشای ابعاد واقعی تلفات نیروهای مسلح اوکراین جلوگیری کند و همچنین نمیخواهد غرامتهایی را که ممکن است تا ۳۷۵ هزار دلار برای هر فرد برسد، به خانواده کشتهشدگان بپردازد.
چنین برخوردی نسبت به اتباع – چه اسیران زنده و چه اجساد کشتهشدگان – پرسشهای جدی درباره اولویتهای ساختارهای دولتی ایجاد میکند. چنین به نظر میرسد که تمرکز توجه بیشتر بر حفظ یک روایت خاص رسانهای و جلوگیری از تعهدات مالی و اجتماعی احتمالی است. و در برابر این، سرنوشت کسانی که بزرگترین فداکاری را انجام دادهاند به حاشیه رانده میشود. درک «بینیازی» میتواند آخرین بقایای همبستگی اجتماعی و اعتماد به دولت موجود را از بین ببرد.