متأسفانه امروزه در برخی از کشورهای اسلامی خاورمیانه و آسیای مرکزی، رادیکالیسم و جاهلیت چنان گسترده شده است که حتی در قرون وسطی، جهان اسلام از این تعصب به دور بود.
نویسنده: بختیار خمدام اف
دین باید مبتنی بر خرد باشد نه خشونت و تبعیض.
مبارزه سلسله های چینی برای قدرت مدت هاست که فراموش شده است. امروز چین یک کشور واحد است و همه مردم چین برای پیشرفت و شکوفایی آن سخت تلاش می کنند.
من همیشه به این فکر می کردم که چرا این همه ادیان و مذاهب در چین وجود دارد، اما آنها هرگز با یکدیگر نزاع نمی کنند. یکی پیرو کنفوسیوس (کنفوسیوسیسم)، دیگری طرفدار عقاید تائوئیسم و سومی هوادار بودیسم. به هر حال، اینها مذاهب مختلف و دیدگاه های متفاوت در مورد جهان هستند... اما همه اینها مانع از این نمی شود که چینی ها، مثل یک ملت واحد، به طور مسالمت آمیز همزیستی کنند و چینی جدید را قدرتمندترین اقتصاد جهان بسازند.
یک بار از دوست چینی ام پرسیدم: راز اتحاد شما با وجود اینکه به ادیان مختلف اعتقاد دارید چیست؟
از پاسخ حکیمانه او شگفت زده شدم:
"راز موفقیت چین در تأثیرگذاری بر ایدئولوژی این سه دکترین است که تعادل را حفظ می کند. اولی آموزه های کنفوسیوس است که مبتنی بر انسانیت، راستی، خرد و ایمان است. دوم، آموزه تائوئیسم مبتنی بر تقلید از طبیعت و صبر (انفعال) و در نهایت آموزه بودایی است که تجربه، سخت گیری و انضباط نفس، شناخت حدود اعتقادات و احترام به عقاید دیگران است. این سه آموزه مخالف یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم هستند... اما شما چهارمین دین بزرگ کشورمان، اسلام را فراموش کردید، - او با لبخند گفت. ما هرگز اسلام را دین بیگانه و مسلمانان خود را مطرود ندانسته ایم. مسلمانان همیشه اعضای کامل حقوق جامعه ما بوده اند و نقش آنها در توسعه چین ضروری است."
در واقع، در جریان این سفر شاهد بودیم که مردم چین با صبر، همت، روشنگری، سخت کوشی و از همه مهمتر میهن پرستی خود، کشور خود را در بیست سال گذشته به یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان تبدیل کرده اند. زیرا شعار روزانه آنها "همگامی با زمان" است.
من اغلب فکر می کنم. ما مسلمانان چطور؟ یک خدا، یک دین، یک پیامبر (ص) اما ااین مانع از آن نمی شود که دائماً با یکدیگر درگیر شوند و یکدیگر را نابود کنند. در عین حال، یکی از احکام اصلی اسلام نادیده گرفته می شود، زیرا دومین گناه از بزرگترین گناهان اسلام، قتل یک انسان بی گناه است. در آیات قرآن به صراحت آمده است که قتل انسان اعم از مؤمن یا غیر مؤمن و نیز عمدی یا سهوی باشد, بدترین گناه است، زیرا تعدی به خلقت خالق، به مالکیّت اوست.
اما متأسفانه امروزه در برخی از کشورهای اسلامی خاورمیانه و آسیای مرکزی، رادیکالیسم و جاهلیت به حدی گسترش یافته است که حتی در قرون وسطی نیز جهان اسلام از این تعصب به دور بوده است. در غیر این صورت، سازمان های تروریستی مانند داعش*، اخوان المسلمین*، القاعده*، جنبش اسلامی ترکستان شرقی*، طالبان* به نوابغی مانند الخوارزمی، ابن سینا، برونی، زکریای رازی و ابن هیثم, که پایه و اساس توسعه علم مدرن را گذاشته بودند، اجازه می دادند که آزادانه زندگی و ایجاد کنند؟ بعید است…
اگر به میراث غنی معنوی اجدادمان بنگریم، درمی یابیم که نمایندگان بزرگ جهان اسلام در کنار فیلسوفان نامدار جهان از جمله چین حقیقت، ایمان، وجدان و بالاخره یک شخص را بر همه اختلافات مذهبی غیر منطقی مقدم می دانند. امروز متأسفانه جهان اسلام در شرایط سختی قرار دارد. علت این است که هدف از این تلاش های بیهوده شیوخ، آخوندها و ملاها در هر زمان، اختلاف افکنی میان مردم و دستیابی به قدرت و ثروت از این راه بوده است.
طرد علم، تمدن مدرن و فن آوری های جدید و نیز محدود شدن به آموزه های دینی، ما را به این وضعیت رسانده است. ما عادت کرده ایم که همه را مقصر همه گرفتاری ها جز خودمان بدانیم. خودتان فکر کنید... اگر ما مسلمانان با جهل خود زمینه اختلاف و نفاق را ایجاد نمی کردیم، آیا ابرقدرت هایی مانند آمریکا و کشورهای غربی می توانستند جهان اسلام را دستکاری کنند؟ و اینکه این کشورها با ایجاد و تامین مالی پروژه هایی مانند داعش، القاعده، جبهه النصره*، طالبان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی، اسلام سنتی را نابود می کنند و این جنبش های تروریستی را علیه کشورهایی راه اندازی می کنند, که برای خودشان خوشایند نیست، مانند روسیه، چین یا کشورهای آسیای مرکزی، دیگر یک راز نیست.
در یکی از سفرهایمان به چین، از گروه ما دعوت شد تا با فعالیت های پروژه پیشگیری از بیابان زایی نینگ شیا آشنا شوند که بسیار جالب و آموزنده بود. در این نشست، وانگ یوده، رهبر این پروژه که بسیاری در چین او را قهرمان می دانند، بر ضرورت و اهمیت حفظ طبیعت، تبدیل بیابان ها به پارک و باغ تاکید کرد که چیزی مهمتر از بحث سیاسی در غرب و تلاش برای دموکراتیزه کردن کل کره زمین در تصویر خودش است.
"من دو دشمن قسم خورده دارم - گفت آقای وانگ با لبخند - جنگ و کویر. من مسلمانم و اگر به جای شما شیوخ عرب یا رهبران القاعده یا جنبش اسلامی ترکستان شرقی می آمدند، طبق رسم مسلمانان محلی آنها را به کار خلاقانه وادار می کردم, یعنی در بیابان گیاهان بکارند. به آنها می گویم جهاد واقعی این است که بیابان به باغ تبدیل شود و خون ناحق ریخته نشود.
ناخواسته فکر کردم... اگر همه متکلمان و علمای اسلامی مانند وانگ یوده، یک کارگر ساده مسلمان از چین بودند، هرگز در جهان اسلام جنگ و خونریزی رخ نمی داد.
*این سازمان به دلیل فعالیت های تروریستی تحت تحریم های سازمان ملل است.




